خانه یادداشت سیاسی بین الملل علم و فناوری حوزه و دانشگاه اجتماعی اقتصادی فرهنگ و هنر ورزشی
 
دمشق: ترکیه در حال کمک‌رسانی به النصره در ادلب است       حمله به تاسیسات نفتی عربستان قمیت نفت را افزایش داد       مسؤولیت هر مداخله‌ای در بازار ارز با دولت است/ جریانی که بحرین را واگذار کرد شایعه واگذاری چابهار را مطرح می‌کند       ترامپ: ایرانی‌ها به خاطر غرورشان به ما زنگ نمی‌زنند       رفع مشکل قرار وثیقه جامعه پزشکی با برنامه ملی بیمه پزشکان       آغاز دور چهارم رسیدگی به پرونده بانک سرمایه       موافقت رهبر انقلاب با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محکومان به‌مناسبت عید غدیر       نگاه کاسب‌کارانه در حوزه آموزش نیروهای فنی و مهندسی       قرائتی خطاب به منبری‌ها: اصل منبر وعاظ باید براساس قرآن باشد       ترخیص 8640 خودروی توقیفی در طرح تقسیط جرایم پلیس راهور       هدیه رهبر انقلاب به مردم تهران در آستانه عید غدیر       نتانیاهو: ضرورت داشته باشد علمیات گسترده‌ای علیه غزه انجام می‌دهیم       بازار داغ مشاوران املاک       مرکز آسیا و اقیانوسیه برای توسعه مدیریت اطلاعات بلایا در ایران تاسیس می‌شود       طرح ساماندهی صنعت خودرو در مجلس اصلاح شد       بعیدی نژاد:نفتکش حامل نفت ایران تحت هیچگونه تحریمی قرار ندارد       موافقان و مخالفان رمزارزها چه گفتند؟/تردید درباره ظرفیت رمزارزها برای دور زدن تحریم‌ها       دادگاه‌های برخورد با مفاسد نشان داد جمهوری اسلامی با هیچ‌کس تعارف ندارد       درگیری پلیس هند با ساکنان کشمیر، چندین مجروح برجای گذاشت       هشدار قانونگذار روس درباره استقرار نظامیان آمریکا در لهستان      
 
آخرین اخبار  

دمشق: ترکیه در حال کمک‌رسانی به النصره در ادلب است

حمله به تاسیسات نفتی عربستان قمیت نفت را افزایش داد

مسؤولیت هر مداخله‌ای در بازار ارز با دولت است/ جریانی که بحرین را واگذار کرد شایعه واگذاری چابهار را مطرح می‌کند

ترامپ: ایرانی‌ها به خاطر غرورشان به ما زنگ نمی‌زنند

رفع مشکل قرار وثیقه جامعه پزشکی با برنامه ملی بیمه پزشکان

آغاز دور چهارم رسیدگی به پرونده بانک سرمایه

موافقت رهبر انقلاب با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محکومان به‌مناسبت عید غدیر


اساتید و دانشگاه  


معرفی آثار اساتید  


 

1398/05/19 3:48:14 AM

درخواست اهالی هنر برای ثبت نمایش رادیویی به عنوان میراث فرهنگی/ میل به یادگیری هنر در نسل جدید رو به تغییر است 

یکصدو سیزدهمین سالگرد انقلاب مشروطه و تحولات رخ داده پس از آن موجب شد تا شب نمایش رادیویی با تکیه بر هنر تئاتر و نمایش در دوران معاصر بازخوانی شود.

درخواست اهالی هنر برای ثبت نمایش رادیویی به عنوان میراث فرهنگی/  میل به یادگیری هنر در نسل جدید رو به تغییر است


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی استادنیوز، چهارصد و هفتادمین شب از مجموعه شب های مجلۀ بخارا با همراهی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی به شب «نمایش رادیویی» اختصاص یافت. در این شب که در تالار فردوسی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار شده بود، سیروس ابراهیم زاده، بهزاد فراهانی، محمد مهاجر، میکائیل شهرستانی، ایوب آقاخانی، علی دهباشی و امیرحامد موسوی به سخنرانی پرداختند. نمایش کلیپی از مهدی علیمحمدی از دیگر بخش های این نشست بود.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این مجلس از تاریخچۀ نمایش های رادیویی چنین گفت: نمایش در رادیو به دلیل نقل و انتقال بسیاری از مفاهیم هنری و اجتماعی همواره از دو منظر زیبایی شناسی و جامعه شناختی قابل بررسی و تأمل بوده است. عمر این بخش هنری در رادیو تقریبا به دوران آغاز حیات رادیو بازمی گردد. هنرپیشه ها پیش از این اجرای نمایش را بر روی صحنه با همۀ ابزارها و امکانات لازم تجربه کرده بودند؛ اما این بار می بایست تنها به واسطۀ احوال درونی خویش و صدا که بیانگر آن بود به اجرای نمایش و انتقال آن به مخاطب می پرداختند. تجربه ای نو و البته نیازمند شرایطی مختص به خود که ایفاگران نقش را در وضعیتی تازه قرار می داد.

سردبیر مجله بخارا با اشاره به عمر نمایش رادیویی گفت: به هر حال بعد از گذشت زمانی از عمر نمایش در رادیو با افزایش سطح کیفی اجرای آن توسط عوامل هنری و فنی مباحث گوناگونی از جمله تولید محتوا، شناخت و انتقال مفاهیم اجتماعی و هنری و به خصوص به واسطۀ ترجمۀ آثار نمایشی برجستۀ ادبیات جهان سرفصلی نو موجب ارتقاء اجرای اینگونه از نمایش در رادیو صورت می گیرد. مباحثی که بیش از پیش این بخش از رادیو را دارای اهمیت و توجه قرار می دهد.

 
**خاطرات نمایش های رادویی دلنشین است

سیروس ابراهیم زاده با یادی از خاطرات دوران آغاز نمایش های رادیویی در دهۀ 30 اینچنین سخنانش را آغاز کرد: من در حال حاضر به جهات مختلفی خیلی شاد و سرشارم: یکی اینکه برمی گردم به پنجاه شصت سال پیش و دورۀ جوانی خودم و احساس جوانی می کنم. دیگر اینکه واقعا تئاتر رادیویی که یکی از رسانه های  بسیار ارزشمند در کل جهان و همچنین در مملکت ما هست، به این ترتیب معرفی می شود و شأن و منزلت خود را پیدا می کند. تئاتر رادیویی یکی از گونه های تئاتری است که شنونده و مخاطب بیش از هر نوع دیگر در خلاقیتش شرکت می کند. شما وقتی از پشت میکروفن یا در یک نوار ضبط شده یا رادیو یک تئاتر را گوش می کنید، بی اختیار خودتان برای تک تک صداها و صاحب صدا  اندام و حرکتش را خلق می کنید؛ حتی ناخودگاه میزانسن می دهید که مثلا وقتی بهزاد فراهانی با میکائیل شهرستانی صحبت می کند و میکائیل دور می شود چگونه رَد می شود و چقدر راه می رود. به عقیدۀ من می شود ادعا کرد یکی از گونه های هنری است که به دلیل اینکه مخاطب خودش را در خلاقیت آن دخیل می داند پس مورد توجهش است.

وی با اشاره به نقش هنر در ذوق و سلیقه گفت: ما وقتی از یک اثر هنری خوشمان می آید، ناخودآگاه خود را سازندۀ آن دانسته و خود را در خلاقیتش شریک می دانیم. من این شانس را داشتم که در سال 1337 به دعوت ایرج گرگین و بیژن مفید به رادیو بروم. برنامۀ دوم رادیو به ریاست ایرج گرگین تأسیس شده بود و بیژن مفید را دعوت کرده بودند که گروه تئاتر تشکیل دهد. در گروهی که ما داشتیم زنده یاد فهمیه راستکار، بانو بهادری که از شاگردان تئاترو هنرکدۀ آناهیتا بود و بنده بودم و رامین فرزاد. بیژن یک بحث جدید را در تئاتر رادیویی بی آنکه مدعی باشد و حتی شاید ناآگاهانه آغاز کرد. ولی وقتی امروز به گذشته برمی گردیم، می بینیم که چقدر مسأله مهم و اساسی بوده است. از بدو تأسیس رادیو و از زمان ضبط و پخش گروه تئاتر با شرکت هنرمندان درجۀ یک نسل اول ما مثل نصرت الله محتشم و هوشنگ سارنگ و هوشنگ بهشتی و خانم ژاله و مهین دیهیم و مهدی علیمحمدی بود که این ها از هنرمندان کارآزمودۀ تئاتر بوده و سال های سال در صحنه فعالیت کرده بودند و کار تئاتر را خیلی خوب می دانستند. ولی آن ها عرصۀجدیدی را نمی شناختند و اصول تئاتر را نمی توانستند ازخود دور کنند.

ابراهیم زاده در تعریف تفاوتهای میان تئاتر و نمایش رادیویی گفت: در تئاتر به دلیل فاصله ای که بین بازیگر و تماشاگر وجود دارد، باید بازیگر و حرکت هایی که روی صحنه انجام می گیرد کمی درشت تر باشد تا دیده شود و صدا رساتر باشد. اما به هر حال شما بی اختیار از زندگی و واقعیت هنری آن دور می شوید و اغراق می کنید. و با این آسیب شناسی اگر بگوییم این گروه رادیویی توانسته بودند برای برنامه هایشان شنونده ایجاد کنند (مثل بسیاری از هنرمندان سینما که در سال های اولیه قبل از اینکه بخواهیم اعتبار هنری به اشخاصی چون فردین و ملک مطیعی بدهیم، مردم را با سینما آشنا کردند) مسألۀ تئاتر رادیوی را زنده کردند و ساختند و به مردم شناساندند.

وی با اشاره به نقش تاریخی نمایشهای رادیویی گفت: برای برنامۀ داستان شب مردم خود را به خانه می رساندند. حضور بیژن مفید و گروه همراهش این رسانه را خیلی خوب شناساند و نیازی نمی دیدند که تصنع در کارشان باشد. و به بهانۀ اینکه باید حرفهایشان را به مردم برسانند، نیازی نبود بلندتر صحبت کنند. چون این وسیله تمام کارها را برای شما انجام می دهد و این در رادیو خیلی تازگی داشت. بسیاری گروه ما را چه بسا از برخی جهات به حق، شاگردان کم کار و نادان خود می دانستند که فن بیان را با تعاریف خاص خود تجربه نکردند و در ابتدا با مخالفت بزرگان روبرو شدیم؛ تا اینکه بیژن کار را رها کرد و بنده این افتخار را داشتم تا برنامۀ دوم را به عهده بگیرم و هدفمان آشنا کردن شنونده های ایرانی با تئاتر جهان بود. بهزاد فراهانی هم در جریان این قضایا بود.

وی در ادامه افزود: یک برنامه ای در رادیو ایران آن زمان داشتیم. تئاتر بعد از ظهر جمعه بود. البته بیژن مفید هم هنوز برنامه را رها نکرده بود. ولی برای رادیو ایران هم که دستمزد بیشتری می دادند کارهایی می کرد. از ارسکین کالدول امریکایی یک داستان کوتاه را بیژن آماده و داراماتیزه کرده بود برای یک تئاتر رادیویی، به اسم «راشل». بازیگران اصلی این نمایش نامۀ رادیویی که در حدود 40 دقیقه بود، شمسی فضل اللهی و بنده بودم. هر دو در اوج جوانی و آن نقش ها دختر و پسر 15 ساله ای بودند. ماجرا این بود که جان و راشل در یک محل زندگی می کنند. دختر از یک خانوادۀ فقیر و جان از یک خانوادۀ ثروتمند است. در موقعیتی این ها با هم آشنا می شوند و آن نخستین عشق ایجاد می شود.  تا اینکه مادر جان به او می گوید که موش در خانۀ ما زیاد شده و این مرگ موش را ببر و در ظرف آشغال بریز. غافل از اینکه آنچنان خانوادۀ راشل و خودش فقیر هستند که از آشغال غذا جمع می کنند و راشل می میرد. این نمایشنامه 24 بار بنا به تقاضای شنوندگان پخش شد.  این نه تئاتر روی صحنه است و نه پشت دوربین بلکه این یک رسانۀ دیگری است که باید خصوصیاتش را دانست. من برای اولین بار پشت میکروفن واقعا گریه کردم (البته واقعیت رادیویی). این کار یک فصلی را آغاز کرد.

در ادامه سیروس ابراهیم زاده به نقل خاطره ای از ارتباط مخاطبان با گویندگان و بازیگران رادیویی پرداخت و چنین گفت: از نسل گذشته مهدی علیمحمدی به عنوان جوان اول و محبوب شنوندگان که بیشتر هم نقش های عاشقانه بازی می کرد، حضور داشت ولی صدا و اجرای رامین فرزاد چیز دیگری بود؛ یعنی با شنونده ارتباط بسیار صمیمانه ای برقرار می کرد.  باری در آن روزگاران این کم ترین نیز مراجعات و مکاتباتی داشت و دبدبه ای برای خود به دست آورده بود و کبکش گهگاه به نرخ روز خروس می خواند. از میان نامه های دریافتی آن روزها که رفته اند، رقعه ای کوتاه را برخلاف دیگر اوراق پراکندۀ عمر هنوز گم و گور نساخته، در همۀ اسباب کشی ها و نقل و انتقال های روحی و جسمی چون نیمه جان شیرینم حفظ و حراست کرده ام. زیرا هر چه هست شیرین است چون جوهر جان و اگر تلخ باشد و چون آب آتشگون بسوزاند مستیش افزون تر است؛ به هر حال به چاپش می دهم و راز و رمز عبرت آموز جوانی خویش را به رایگان پخش و پلا می سازم تا مورد بهره وری سازمان یافته این دوران دیگرگون قرار گیرد.
 
 
** رادیو یار همیشگی اهالی هنر

بهزاد فراهانی هنرمند بازیگر از سیر تحول بازیگری در رادیو از دوران گذشته تا دهۀ 40 پرداخت و اینچنین بیان داشت: من خودم را بردۀ کسی می دانم که حتی به من یک کلمه یاد بدهد. ابراهیم زاده به من بسیار آموخته است. و آرزو می کنم تا او زنده است و من نفس می کشم همیشه این باشد که جلوی او به احترام خم شوم و کلاه از سر برداشته و تعظیم بدارم. سخن گفتن در مورد رادیو کار مشکلی است. علتش هم این است که این رسانه متأسفانه دارد کارایی خود را از دست می دهد. این نه به این معناست که تکنولوژی نو و بوجود آمدن هنرهای گونه گون باعث شده بازارش کمی کساد شود، نه! بیشتر به این خاطر هست که ما وقتی در دهۀ 40 در رادیو کار می کردیم اینقدر این بخش ارزش های عالی داشت و ما اینقدر وسایل و امکانات داشتیم که حد نداشت اما این روزها اینگونه نیست.

فراهانی با اشاره به خصوصیت هنر تئاتر گفت: هنر حاکم فرموده نمی تواند جایگاه خوبی داشته باشد. حتی کارگردانی که به من می گوید چگونه بازی بکن، من از او می شنوم اما باز از خودم و عقل و دانشم و آنچه که فراچنگ آورده ام، کمکم می کند و بازی می کنم. این یک واقعیت است و اگر کارگردانی بخواهد که من ادای او را دربیاورم این همان هنر حاکم فرموده است. ما رادیو دهۀ چهل را دهۀ رنسانس هنر ایران حداقل در بخش درام نویسی می دانیم.

نسل من در دورۀ زنده یاد نوشین در دهۀ بیست با تئاتر آشنا شد و بنیادها و پایه های تئاتر را آموخت، ولی همانطورکه به درستی تحلیل فرمودند واقعیت این است که هنر دکلاماسیون بر تئاتر ایران حاکمیت می کرد و با همان شکل اجراهای رادیویی هم از آن برخوردار بود و کوشش می کرد که واژگان را بکشیم و فاصله ها را زیاد کنیم و حتی در شعرخوانی اینقدر مشکل بود که به بزرگان فرزانۀ میهمان هم رسید. مثلا زنده یاد سیمین بهبهانی وقتی شعر می خواند واژگانش کِش می آمد. غزل حافظ را که می خواندند احساساتشان را در کلامی می آوردند و هدف شاعر را تغییر می دادند. ما در رادیو با این موضوع درگیر بودیم.

وی در ادامه بیان داشت: یکی از معلمان خوبمان که از شازده های صاحب اقتدار در رادیو بود، زمانی که مرا برای اتللو دعوت کرد و نقش یاگو را به من داد، یا زمانی که رستم و سهراب را دست گرفت خود رستم را بازی کرد و من قرار شد نقش سهراب را بازی کنم؛ در تمرین اول اینقدر معترض شد و گفت نمی شود! گفتم چرا نمی شود شما اجازه بدهید ما جلو برویم و می شود. اعتراضش این بود که تو شعر فردوسی را تبدیل می کنی به دیالوگ روزمره! این نیست و نباید اینچنین باشد! صدای او انگار صدایی بود که دو سه میکروفن در گلو داشت اما من آموخته بودم از اساتیدم که این نحوۀ خوانش درست نیست و باید شعر را ساده بخوانیم.

فراهانی با اشاره به اهمیت نقش تئاتر گفت: ما این تناقض را داشتیم دهه ای بود که درام نویسی در رادیو تغییر کرد و رفتیم به سوی آموختن اینکه بفهمیم اصلا درام چیست و ما چه اهدافی را دنبال می کنیم؟ آیا می خواهیم توانایی های بیانی خود را به شنوندگانمان القا کنیم؟ یا اینکه نه قرار است محتوایی را منتقل کنیم؟ این دهه دهۀ بزرگی است. بزرگانی هم که به ما آموختند در عرصۀ درام نویسی کم نبودند. احمد سروش، عبدالله توکل و حتی آموزگار و  سبکتکین سالور و خانم مینوی و خانم فرخزاد و پوراحمد و دیگران. ما در آن دوران جوانانی بودیم که به  دعوت بزرگانمان وارد رادیو شدیم و من هم به دعوت بیژن مفید به رادیو آمدم. تئاتر رادیویی با درام رادیویی تغییر کرد و بالتبع درام رادیویی که بوی مدرنیته را می داد و برخورداری از درام نویسی عالی جهانی را یدک می کشید، کم کم جای عالی تری در دل مردم پیدا کرد.

وی افزود: در دورانی که در استراسبورگ درس می خواندم فرصتی پیش آمد که توانستیم «چنگیز آیتماتوف» را در پاریس ببینیم. به او گفتم ما بیشتر کارهای تو را از رادیو ایران پخش کردیم و من کارگردانی و بازی کردم و جایزه گرفتم. این را می دانی؟ گفت که جدی! یعنی آثار من از رادیو ایران پخش شده؟ گفتم که بله بیشتر آثار شما پخش شده است و  شنوندگان بسیار دوست داشتند.اینقدر خوشحال شده بود که تمنایش این بود که به این آثار که به زبان فارسی بود دسترسی پیدا کند. هنری که درکشور ما باید به بالندگی خود می رسید کم توانست جایگاه خود را حفظ کند و با تمام استعدادهای جوانی که با قریحه خوب و تعهد زیبا به رادیو آمدند باز هم نتوانستند جایگاه این را چون گذشته حفظ کنند. خب ما تا سال ها تا سال 56 نتوانستیم اکبر رادی را در رادیو بیاوریم یا ساعدی را. من یادم هست من وقتی «مالوا» گورکی را کار می کردم احساس این را داشتم که خیلی خوشبختم. خب ما سال ها نتوانستیم نه رومن رولان، نه جک لندن و ... تا سال 56 بیاوریم. اما خیلی ها در این راه جان گذاشتند تا از طریق رادیو تعهد هنری خود را بیان کنند.
 
 
** میل به یادگیری هنر در نسل جدید رو به تغییر است

میکائیل شهرستانی از نسل دهۀ شصت رادیو و فعالیت های خود و هم نسلانش سخن گفت و اینچنین اظهار داشت: من در عرصه های دیگر هم فعالیت کردم و آن ها را ادامه خواهم داد اما امشب من رادیویی هستم. در جمع عزیزان. همینطور که پیش می رویم از بزرگانی که نام برده شد، ما نسل چهارم و پنجم رادیو محسوب می شویم. کسانی که در سال 63 ورود به رادیو کردیم با کنکوری که برگزار کردند و از جمع چندین هزار نفر یک گروه 21 نفره و بعد هم به یک گروه 12 نفره تقلیل پیدا کردیم. کسانی مثل محمد عمرانی، مجید حمزه و احمد گنجی فریبا طاهری، شهین دخت نجف زاده، صفا آقاجانی، دانیال حکیمی در واقع این نسلی بود که بعد از سال 57 به همت یکی از معلمین من که حق به گردن هم دوره ای های من دارند، مهدی شرفی گرد هم بودیم. که خب اوایل هم ما با ایشان زیاد کار می کردیم. همین تمریناتی که آقای مهاجر فرمودند در رادیو پیاده می کردیم. اینطور نبود که دو روز تمرین شود و نمایش در سطح سخیفی ضبط شود. هر چند شاید به نظر بیاید من روی رادیو حساسیت دارم ولی عقبۀ من بیشتر در تئاتر است.

شهرستانی با اشاره به سابقه فعایت هنری خود گفت: من پیش از اینکه وارد رادیو بشوم کار صحنه و درام صحنه می کردم. و در یکی از کارهایی هم که بعدها تجربه اندوخته بودم در خدمت استاد بهزاد فراهانی و در کنار فهمیه خانم بانوی نازنینشنان و دو دختر دلبندشان بودم که پارتنرهای من بودند. نمایش «مریم و مرداویج» که برگرفته از رومئو و ژولیت شکسپیر بود و استاد فراهانی نوشته بودند و در تالار سنگلج روی صحنه رفت. خاطرم هست در آن زمان هنوز  سالن سنگلج به شکل فعلی تغییر نکرده بود. یک دالان و پله هایی داشت و وسط دو سو تماشاگر. بخشی از میزانسنی که ایشان طراحی کرده بودند، ورورد مرداویج از ورودیه سالن با آواز و ساز بود و ایشان ما را در آن نمایش به رقص واداشتند. من مجبور بودم هم بخوانم و خلاصه ساز بزنم.

وی در ادامه افزود: نسل ما همینطورکه پیش تر می رود، میل به یادگیری را از دست می دهد و بیشتر مدعی می شود. این موضوع فارغ از زندگی اجتماعی است که بر همۀ ما حاکم است. و فکر نمی کنم کسی در این جمع راضی باشد اما به گمان من یک چیزی در درون آرتیست می جوشد که فطری است، آن باید پرورده شود و نسل من توفیق این را داشت وقتی وارد عرصۀ فرهنگی و نگارش می شود و کارگردانی و بازیگری هنوز از نسل گذشته کسانی باشند که الگویشان قرار بگیرند. واقعیت این است من امروز هر چه به دور و برم نگاه می کنم عرصه را خالی تر می بینم. نسل پنجم و ششم چه کسی را باید الگو  قرار دهد؟

وی با بازخوانی خاطرات هنری خود گفت: به یاد دارم  قرار بود ما از کارهای آقای دولت آبادی کار کنیم. یک نمایش تنظیم ایشان بود. «اتاق شمارۀ 6» از چخوف. ایشان آن را تنظیم و دراماتوژی کرده بودند و فکر می کنم جناب مهاجر هم کار را ضبط کردند. من معلمین زیادی داشتم. خوشحالم از این بابت و از هر کدامشان یاد گرفتم. پهلوان زنده را دریابیم. هنرمند ممکن است با هنرمند دیگری تفاوت دیدگاه و ایدئولوژی و تفاوت نظرگاه های شخصی و عاطفی داشته باشد اما زحماتی که نسل ایشان برای رادیو کشیدند، هرگز نمی شود انکار کرد. خاطرم هست در اتاقی که خانم مهین نثری و آقای مهاجر حضور داشتند، من که جوان بودم اجازه داشتم کنارشان باشم و مطالعه کنم و گاهی با هم غذا بخوریم و خاطره تعریف کنیم، تمرین کنیم؛ چون مقداری جوان فضولی بودم و در کارهای مختلف سرک می کشیدم. یکی از کارهایی که می کردم و بعدها در عرصۀ بازیگری و کارگردانی خیلی برایم مؤثر بود، این بود که می نشستم نمایش هایی را که ایشان کار می کردند، ادیت می کردم و از این بزرگواران آموختم. نشستم دیدم چه کار می کنند و در آنجا یاد گرفتم حتی چطور توپوق بزنم و تمپوی نمایش و بازی ام را حفظ کنم.

وی با یادآوری خاطرات اساتید گفت:  خسرو فرخزادی که گاهی نیمی از نمایشنامه را ضبط می کردیم و با چهرۀ سرخ گونشان به یکباره روی تاک بک فشار می دادند تا با داخل استودیو ارتباط بگیرند و می گفتند خوب بود از سر می گیریم. و ما باید یک ساعت و نیم نمایش را مجددا ضبط می کردیم اما آن خوب بودشان ما را به وجد می آورد که مورد پسند است و این به دفعات تکرار می شد. شاید در سال های ابتدایی ما بیست و اندی روز تمرین داشتیم برای یک داستان و ضبط و نقد می کردیم و در یک اتاق فکری. که گاهی به کشمکش هایی می رسیدیم و برای ما خوشایند بود که چه خوب که این چالش ها برای کار باشد نه چیزهای بی معنی که یک هنرمند هرگز نباید به آن بیندیشد و رفته رفته این شرایط تغییر کرد تا روزگاری که در شهریور سال گذاشته من هزار افسون را در رادیو ضبط کردم و این آخرین کارم بود و آقای مهاجر تهیه کنندگی آن کار دشوار را به عهده داشتند. چیزی حدود یک سال و نیم به طول انجامید. به هر شکل این روند ادامه پیدا کرد تا این روزها که دیگر حال نمایش خوب نیست و تا زمانی که بخش نامه ای مطرح شد در مورد اینکه بازنشسته های نمی توانند کار کنند! امیدوارم ارزش هنرمند چه بازنشسته چه جوان ارج گذاشته شود و بی حرمت نشوند.


** نمایش رادیویی به عنوان گنجینه هنری ثبت شود

امیرحامد موسوی ضمن تشکر از میهمانان  و علی دهباشی از اهمیت و دلایل برگزاری شب نمایش رادیویی چنین گفت: قدرشناسی نسبت به گذشتگان و نسبت به کسانی که مسبب یک کار فرهنگی بودند چیزی هست که بسیار ارزشمند است. ما یک برنامه ای داشتیم دربارۀ آقای علیمحمدی، آقای فراهانی گفتند من اگر عباس جوانمرد را ببینیم دو زانو جلوی او می نشینم و واقعا همین کار را می کنند. بخاطر همین بود که الان آقای میکائیل این را به اقای فراهانی پس دادند و نسل ما این را به آقای میکائیل پس خواهیم داد. همینطور تداوم پیدا می کند و اگر این حلقه مفقود شود آن میراث فرهنگی و ادب و نزاکت و دایره ای که موجب تداوم فرهنگ های عظیمی چون این می شود از بین می رود. یکی از اساس برگزاری این شب همین بود و دومی اینکه یک برنامه ای در رادیو فرهنگ داریم و بنده آن را به لطف جناب آقای مرتضی صداقت گو برگزار می کنم دربارۀ میراث فرهنگی که آثاری که در کشور هست و جنبۀ نقل قول فرهنگی دارد باید ثبت میراث فرهنگی کشور شوند و عنوان میراث ناملموس را به خود بگیرند.

موسوی با اشاره به اهمیت نمایش رادیویی گفت: نمایش رادیویی از بدو ورودش به رادیو آنقدر عظیم بوده و آنقدر در نقل قول مفاهیم گوناگون فرهنگی و اجتماعی و ضروریات جامعه مثمر ثمر بوده و خوب عمل کرده که ارزش ثبت در سازمان میراث فرهنگی به عنوان یک گنجینۀ فرهنگی را دارد. امیدورام بعد از برگزاری این شب، یکی دو شب دیگر با حضور خانم های رادیو داشته ابشیم. با کمال عذرخواهی که در بین سخنرانان خانمی نبود که در صورتی که اگر نمایشنامۀ رادیویی را به دو کفۀ ترازو تقسیم کنیم بخشی بی تردید شکوفا شدن این همه قضایا به خاطر حضور خانم ها بوده است.

وی با تکیه بر اهمیت پرداختن به نمایش رادیویی گفت: امیدوارم آقای دهباشی اجازه دهند در مورد نمایش رادیویی زیر سایۀ بخارا بیشتر کار کنیم و از تجربۀ کسانی که در این عرصه هستند و اهل محتوا هستند استفاده کنیم. جای آقای شجره در اینجا خیلی خالی است یکی از شرافت مندترین مردان رادیو بود. کسی که صداقت هنری و کاری را یک لحظه فراموش نکرد و افسوس که چقدر ما سر کلاس ناخواسته خیلی زیر زیرکی بی احترامی می کردیم و ایشان حتی سرش را هم بالا نمی آورد.

موسوی با اشاره به نمایشهای طنز رادیویی گفت: در نمایش رادیویی نمایش های طنز را نباید فراموش کنیم چیزی که بخشی از شکل گیری آن را مرحوم پرویز خطیبی مسببش شد و تحت تأثیر کارهایی که روی صحنه انجام می داد بر روی صحنه آورد و رادیو و این را در قالب نمایش های کوتاه انتقال می داد. آقای نوذری و اقای ارحام صدر هم وارد رادیو شدند. اینقدر که رادیو اعتبار داشت، هم به خاطر هم کسانی که در آن کار می کردند و هم تدابیری که این رسانۀ پر قدرت اندیشیده می شد. و نکتۀ مهم دیگر در زمان تصدی مرحوم حسن پاکروان بود که نقد در رادیو به واسطۀ نمایش رادیویی به صورت رسمی وارد شد. تا پیش از آن اگر زمانی حتی یک دهه قبل نقدی می شد آقای تقی روحانی و ... حرفی می زدند مؤاخذه می شدند و اجازۀ آن را باید دریافت می کردند اما به گفتۀ دکتر منوچهر معین افشار نقد به تأیید آقای پاکروان به واسطۀ نمایش های کوچک در قالب مسائل حقوقی و اجتماعی وارد رادیو شد. ببینید نمایش رادیویی چقدر در انتقال مسائل فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بوده است.

در پایان کلیپی از گفتار مهدی علیمحمدی به تهیه کنندگی امیرحامد موسوی به نمایش گذاشته شد. گفتنی ست این نشست برای گرامیداشت هنر نمایش رادیویی با حضور برخی از محبوبترین هنرمندان نمایش و تئاتر برگزار شد.
 
انتهای خبر///
سمیرا حسن


 

 
یادداشت  


گفتگو  

حباب قیمت مسکن در برخی از شهرها می‌شکند/ کمبود مصالح ساختمانی به گرانی مسکن دامن زده است

حباب قیمت مسکن در برخی از شهرها می‌شکند/ کمبود مصالح ساختمانی به گرانی مسکن دامن زده است

برنامه‌های دولت در بخش مسکن «دلخوش کنک» است / وعده ارزانی مسکن با ساخت سالانه 100هزار واحد عملی نمی‎شود

برنامه‌های دولت در بخش مسکن «دلخوش کنک» است / وعده ارزانی مسکن با ساخت سالانه 100هزار واحد عملی نمی‎شود

سه شنبه های بدون خودرو، از ایده تا اجرا

سه شنبه های بدون خودرو، از ایده تا اجرا

کودکان بی هویت زمینه ساز بروز افزایش آسیب های اجتماعی

کودکان بی هویت زمینه ساز بروز افزایش آسیب های اجتماعی

لزوم اولویت بندی پروژه های نیمه تمام براساس توجیه فنی و اقتصادی

لزوم اولویت بندی پروژه های نیمه تمام براساس توجیه فنی و اقتصادی

کاهش قیمت مسکن درپی ناتوانی مالی خریداران / ساخت 400هزار واحد به آشفتگی بازار مسکن دامن می‌زند

کاهش قیمت مسکن درپی ناتوانی مالی خریداران / ساخت 400هزار واحد به آشفتگی بازار مسکن دامن می‌زند

باید مردم را نسبت به جنایتهای آمریکا آگاه کنیم / دعوت از اساتید مسلمان برای مقابله با تروریسم جهانی

باید مردم را نسبت به جنایتهای آمریکا آگاه کنیم / دعوت از اساتید مسلمان برای مقابله با تروریسم جهانی


گزارش  


جراید  



 
www.ostandnews.ir   تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به خبرگزاری استاد نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است . پایگاه خبری تحلیلی استاد نیوز