خانه یادداشت سیاسی بین الملل علم و فناوری حوزه و دانشگاه اجتماعی اقتصادی فرهنگ و هنر ورزشی
 
دمشق: ترکیه در حال کمک‌رسانی به النصره در ادلب است       حمله به تاسیسات نفتی عربستان قمیت نفت را افزایش داد       مسؤولیت هر مداخله‌ای در بازار ارز با دولت است/ جریانی که بحرین را واگذار کرد شایعه واگذاری چابهار را مطرح می‌کند       ترامپ: ایرانی‌ها به خاطر غرورشان به ما زنگ نمی‌زنند       رفع مشکل قرار وثیقه جامعه پزشکی با برنامه ملی بیمه پزشکان       آغاز دور چهارم رسیدگی به پرونده بانک سرمایه       موافقت رهبر انقلاب با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محکومان به‌مناسبت عید غدیر       نگاه کاسب‌کارانه در حوزه آموزش نیروهای فنی و مهندسی       قرائتی خطاب به منبری‌ها: اصل منبر وعاظ باید براساس قرآن باشد       ترخیص 8640 خودروی توقیفی در طرح تقسیط جرایم پلیس راهور       هدیه رهبر انقلاب به مردم تهران در آستانه عید غدیر       نتانیاهو: ضرورت داشته باشد علمیات گسترده‌ای علیه غزه انجام می‌دهیم       بازار داغ مشاوران املاک       مرکز آسیا و اقیانوسیه برای توسعه مدیریت اطلاعات بلایا در ایران تاسیس می‌شود       طرح ساماندهی صنعت خودرو در مجلس اصلاح شد       بعیدی نژاد:نفتکش حامل نفت ایران تحت هیچگونه تحریمی قرار ندارد       موافقان و مخالفان رمزارزها چه گفتند؟/تردید درباره ظرفیت رمزارزها برای دور زدن تحریم‌ها       دادگاه‌های برخورد با مفاسد نشان داد جمهوری اسلامی با هیچ‌کس تعارف ندارد       درگیری پلیس هند با ساکنان کشمیر، چندین مجروح برجای گذاشت       هشدار قانونگذار روس درباره استقرار نظامیان آمریکا در لهستان      
 
آخرین اخبار  

دمشق: ترکیه در حال کمک‌رسانی به النصره در ادلب است

حمله به تاسیسات نفتی عربستان قمیت نفت را افزایش داد

مسؤولیت هر مداخله‌ای در بازار ارز با دولت است/ جریانی که بحرین را واگذار کرد شایعه واگذاری چابهار را مطرح می‌کند

ترامپ: ایرانی‌ها به خاطر غرورشان به ما زنگ نمی‌زنند

رفع مشکل قرار وثیقه جامعه پزشکی با برنامه ملی بیمه پزشکان

آغاز دور چهارم رسیدگی به پرونده بانک سرمایه

موافقت رهبر انقلاب با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محکومان به‌مناسبت عید غدیر


اساتید و دانشگاه  


معرفی آثار اساتید  


 

1398/05/15 4:02:42 AM

نکوداشت «کمال الوزاره» همزمان با 113سالگی انقلاب مشروطه/ درام نویسی ایرانی کهکشان ستاره های بی دنباله  

احمد محمودی مشهور به میرزا احمدخان کمال الوزاره محمودی نمایش‌نامه‌نویس برجسته عصر مشروطیت است که در تأسیس کمدی ایران نقش بسزایی داشته‌ و در یکصد و سیزدهمین سالگرد انقلاب مشروطه توسط جمعی از هنرمندان فرهیختگان نکو داشته می شود.

نکوداشت «کمال الوزاره» همزمان با 113سالگی انقلاب مشروطه/ درام نویسی ایرانی کهکشان ستاره های بی دنباله


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی استادنیوز؛ چهارصد و هشتاد و یکمین شب از مجموعه شب های مجلۀ بخارا با همراهی مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تئاتر شهر، انجمن هنرهای نمایشی ایران به شب «احمد کمال الوزاره محمودی» اختصاص یافت.

در این شب که در سالن مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شده بود، جمشید ملک پور، حسن میرعابدینی، سعید اسدی، میترا علوی طلب، رحمت امینی و علی دهباشی به سخنرانی پرداختند. افتتاحیۀ نمایش «اوستاد نوروز پینه دوز» به کارگردانی رحمت امینی از دیگر بخش های این مجلس بود.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این مجلس از فعالیت های رحمت امینی در تئاتر ایران چنین گفت: کم و بیش با آقای امینی و کارهایشان آشنا هستید. پیش از این نمایش های «جیجک علیشاه»، نوشته ذبیح بهروز و «جعفر خان از فرنگ برگشته» نوشته حسن مقدم را در تماشاخانه سنگلج به صحنه برده است. و با این اثر کلاسیک سه گانه نمایش ایرانی خود را کامل می کند. چندی پیش نمایش خدایگان را در تالار مولوی روی صحنه برده است. امروز نمایش «استاد نوروز پینه دوز» را روی صحنه دارند. احمد کمال الوزاره محمودی از نویسندگان دوره قاجار و از درام نویسان پیشرو ایران هستند. نمایشنامه «استاد نوروز پینه دوز» را سال 1298 شمسی یعنی صد سال پیش نوشته است.

 
**ادبیات نمایشی ایران در بوته نقد

حسن میرعابدینی از تاریخ ادبیات نمایشی ایران چنین سخن گفت: در سال های بیداری مشروطیت که انقلاب 1285 شمسی و نخستین گام های ایران به سوی روزگار نو را در پی داشت هنر و ادبیات نیز همنوا با تحولات اجتماع و فرهنگ رو به تغییر نهاد. و با رویکرد مضمونی و شکلی تازه، نقشی متفاوت با هنر و ادبیات گذشته بر عهده گرفت. فرم های جدید ادبی برای بیان مسائل تازه جایگزین ژانرهایی شدند که حتی با وجود حفظ کارکرد زیبایی شناسی خود، قدرت تأثیر بر مخاطبان را از دست داده بودند. از این رو ناقدان اجتماعی و ادبی این عصر بر لزوم به کارگیری قالب ها و فرم های نوین ادبی تأکید می کردند.

منتقد هنری با اشاره به مکاتبات در خصوص تاریخ هنر گفت: آخوندزاده در نامه ای به تاریخ 1250شمسی به میرزا آقا تبریزی نوشت: «دور گلستان و زینت المجالس گذشته است. امروز این قبیل تصنیفات به کار نمی آید. امروز تصنیفی که متضمن فواید ملت و مرغوب تبایع خوانندگان است فن دراما و رمان است». میرزا آقاخان کرمانی نیز  به لزوم پیدایش ادبیات جدید در ایران که با نیازهای جامعه معاصر و پیشرفت اجتماعی سازگار باشد، اشاره کرده است.

حالا نکتۀ مهم اینجاست که  بدین سان در بوطیقای ادبی این سال های تغییر و تحول، شاهد مطرح شدن دو ساخت تازۀ نوشتاری هستیم. یکی ساخت سفرنامۀ روایی و یکی ساخت مکالمه ای. اثر آفرینان این دوره نیز مانند اثر آفرینان همۀ دوره ها به شیوه های گوناگونی می نوشتند.  اما می توان دو شیوۀ سفرنامه ای روایی و مکالمه ای را وجه غالب بر فضای ادبی دوره  و جزء تمرکز دهندۀ آثار نویسندگانی دانست که ضرورت تغییر را درک کرده بودند. کسانی مثل زین العابدین مراغه ای نویسنده «سیاحت نامه ابراهیم بیگ»، عبدالرحیم طالبوف نویسندۀ «مسالک المحسنین» از فرم آشنای سفرنامه برای پدید آوردن نخستین رمان واره های فارسی بهره  گرفته اند.

وی نگارش رمانهای تاریخی را در شکل گیری ادبیات نمایشی موثر خواند و افزود: نگارش این قبیل رمان های پر تحرک حاکی از آن است که دگراندیشان از کنج عزلت به در آمده اند تا ضمن گشت و گذار در جای جای کشور و مشاهدۀ پوست انداختن اجتماعی که براثر تکانۀ مشروطه به حرکت در آمده، از کاستی ها و عقب ماندگی ها انتقاد کنند و در جستجوی راهی برای بهبود شرایط برآیند. نوع ادبی سفرنامه که در ادب کلاسیک فارسی سابقۀ طولانی دارد، فرم مطلوبی برای زمانۀ فزونی یافتن روابط ایران با دیگر کشورهای بود. چنین است که بسیاری از رجال سیاسی عصر، از شاه گرفته تا سفرا و همچنین محصلان اعزامی به فرنگ سفرنامه می نوشتند. و همانطور که دیدیم اولین رمان نویسان ایرانی هم از این قالب استفاده کردند. اما ساخت ادبی دیگری که بیشتر مورد نظر ماست، ساخت مکالمه ای یا گفت و گویی است که در ادب کلاسیک ما چندان شناخته شده نیست. البته آثاری به شیوۀ پرسش و پاسخ داشته ایم که در آن ها یک دانای کل به موعظه می نشیند و پاسخ پرسش می دهد؛ اما در مناظره و مکالمه، دو طرف با سهمی برابر به گفت و گو می نشینند و تلاش می کنند با نقد و رد آراء دیگری باور خود را بر کرسی بنشانند.

میرعابدینی با اشاره به دوره بیداری مشروطیت گفت: در دورۀ بیداری مشروطیت و برخورد جلوه های تجدد غرب بر بدنۀ جامعه سنتی با تَرَک برداشتن ساختار استبداد سیاسی و فرهنگی، زبان نیز رو به دموکراتیک شدن نهاد. با ورود گروه های تازه ای از مردم به عرصۀ جامعه و مطرح شدن صدای آنان شیوۀ مکالمه ای و مناظره ای این امکان را فراهم آورد که از دید چهره های مختلف به مسائل پرداخته و سخن های گوناگون شنیده شود و به قول دکتر اتابکی گفت و گو به وجه ادبی تازه ای درگفتمان سیاسی عصر مشروطه بدل گردد. میرزا ملکم خان ناظم الدوله یکی از نخستین نویسندگان رسالات مناظره ای بود. وی از چند دهه قبل از انقلاب مشروطه رسالاتی نوشت، مثل مکالمۀ «رفیق و وزیر» و روال مناظره نویسی را در روزنامه قانون پی گرفت. به طوری که ملک الشعرای بهار او را پدید آورندۀ سبک خاصی در نثرنویسی می شناساند که می توان آن را مکتب ملکم نامید. و می گوید: «او به شیوه سئوال و جواب و به طرز تئاتر رساله هایی می نوشت و قصدش اصلاح و ایجاد قانون بود».

وی با اشاره به هویت تاریخی روزنامه نگاری گفت: روزنامه نگاران دیگر نیز از مکالمه و ایجاد فضای نمایشی استفاده کردند و در گشودن راهی برای فرهنگ گفت و گویی سهیم گشتند. از جمله مؤیدالاسلام کاشانی نویسندۀ «مکالمه سیاح ایرانی با شخص هندی» در روزنامه حبل المتین که به نگارندگی خود او در کلکته منتشر می شد و روزنامه های داخلی دورۀ مشروطه مثل مساوات سید محمدرضا شیرازی که مقالاتی به شیوۀ طنزآمیز و مکالمه ای را نوشتند و طباطبایی نائینی که اصلا یک نشریه ای به اسم تئاتر درآورد و  میرزا محمد حسین فروغی نگارندۀ «تربیت» تنها نشریۀ غیر دولتی عصر مظفری که تحولی در شیوۀ مکالمه ای پدید آورد. کاری که فروغی کرد این بود که وجه روایی مکالمه را غنی کرد؛ یعنی آن را در قالب روایت خواب و رویا برد و با دادن لحن خاصی به گویندگان به مقتضات جایگاه اجتماعی و روحی آن ها کارش نوآوری پررنگ تری یافت.

حسن میرعابدینی با اشاره به تحولات رخ داده برای ادبیات گفت: به مرور شیوۀ مکالمه نویسی و ایجاد صحنه های شبه نمایشی، سهم بسزایی در آشنایی اثرآفرینان ایرانی با نمایشنامه نویسی و ترغیب آنان به طبع آزمایی در این زمینه یافت. اولین نمایش های تألیفی اغلب آثار روایی ولی غیر قابل اجرا بر صحنه بود و به قول ادوارد براون بیشتر جزوه های سیاسی بودند تا نمایشنامه و آثار طوری نوشته می شد که انگار برای خواندن بود نه اجرا. در هنگامه جنبش مشروطه با تشکیل گروه های نمایشی برای روی صحنه بردن نمایشنامه ها دورۀ صحنه در تاریخ نمایش ایرانی شروع شد. در میان گروه های نمایشی شکل گرفته در این دوره، «کمدی ایران» علی نصر اولین مؤسسۀ نمایشی بود که با اصول و مقدمات صحیحی دست به کار زد. و از جمله توانست برای نخستین بار نقش زنان را که تا آن هنگام گفتۀ مردان جوان بود به خود زنان واگذارد.

وی در ادامه افزود: میرزا احمد کمال الوزاره محمودی از یاران علی نصر در ایجاد کمدی ایران و نویسندۀ نمایشنامه های قابل اعتنا بود. مهدی فروغ بر آن است که کمال الوزاره اولین نویسندۀ ایرانی است که می توان او را به تمام معنی نمایشنامه نویس دانست. او آثار خود را به منظور اجرا روی صحنۀ کمدی ایران می نوشت؛ در بازیگری و کارگردانی و صحنه آرایی آن نقش داشت و غالبا جنبه های فنی کار و قابلیت اجرای صحنه ای را رعایت می کرد. وی کوشید نمایش را از تنگنای صرفا سیاسی- تفریحی درآورد و به عنوان فعالیتی هنری مطرح کند. یعنی کاری که جمالزاده در داستان نویسی می کند. گویی بر آن بود که نمایشنامه نویسی در وهلۀ نخست کاری هنری است.

میرعابدینی با اشاره به شخصیت کمال الوزاره گفت: محمودی تحصیل کردۀ دارالفنون و صاحب مناصبی در وزارت خارجه گمرک و خزانه داری بود. به سبب درستکاری در انجام دادن امور اداری و افشای فساد و اختلاس مقامات، از جمله حاجی خان محتشم السلطنه، آزارها دید و سختی ها کشید، از جمله پنج ماه به اتهام عضویت در کمیتۀ مجازات در سلول انفرادی نظمیه تهران محبوس شد و بارها جلوی اجرای نمایشنامه اش را گرفتند. اما محمودی بیش از پیش به کار تئاتر پرداخت از جمله «حاجی ریایی خان یا تارتوف شرقی» را حول رفتار و گفتار محتشم السلطنه نوشت و «استاد نوروز پینه دوز» را خلق کرد که از آثار مهم تاریخ نمایش نامه نویسی ایران به شمار می رود.

منتقد هنری با اشاره به زندگی کمال الوزاره گفت: محمودی کوتاه اما شرافتمندانه زیست و در اثنای ترجمه «نفوس مرده» اثر گوگول درگذشت. در آثار وی شاهد چرخشی در مضامین نمایشنامه نویسی فارسی از مسائل عمدتا سیاسی به جلوه هایی از زندگی روزمره مردم هستیم. انگار در دورۀ پس از انقلاب مشروطه که امید روشنفکران به عوض شدن روال ادارۀ امور جامعه به یأس انجامیده، کمال الوزاره در مناسبات مردم  اعماق جامعه دقیق می شود تا شاید برخی از علت های رکود جامعه را در آنجا بیابد. و چون این یک وضعیت تقریباً عمومی بین روشنفکران نوگرای آن دوره بود، بهتر است رویکرد هنری او را در محدودۀ عملکرد نسلی از روشنفکران مثل دهخدا و جمالزاده در نظر بگیریم. نسلی که فراز و فرودهای انقلاب مشروطه را شاهد بودند و پس از آن به جستجوی راه های تازه ای برای دنبال کردن اندیشه های خود برآمدند. نسل مضطربی که می خواست حیات را از نو معنا کند، پس دلزده از انقلاب سیاسی به تحول فرهنگی و آموزشی دل بست.

میرعابدینی با اشاره به هویت تاریخی و فرهنگی انقلاب مشروطه گفت: انقلاب مشروطه انقلابی فرهنگی برآمده از ضرورت تغییر نگاه به زندگی بود. کمال الوزاره نیز که از بطن نیاز به تغییر فرهنگی برآمده بود، برای مطرح کردن آرمان های خود و تحول ذهنیت ها با طنزی انتقادی خلقیات ناپسند مردمی را مصور ساخت که به دور از هیاهوهای سیاسی پساانقلابی برای رسیدن به آرزوها و دلخوشی های سادۀ خود، دست به انواع دوز و کلک ها می زنند. کمال الوزاره برخلاف خیلی از نمایش نامه نویسان آن دوره گرد مسائل بزرگ نمی گردد بلکه موضوع آثارش را از محدودۀ کوچکی از زندگی عامه برمی گزیند اما گاه آنقدر خوب آن را می پروراند که می توان در آن به نتایج تمثیلی رسید و راهی به پس زمینۀ تاریخی گشود. مثلا عمکرد حاجی ریایی خان را حاصل جامعه ریاکار دانست که بسیاری از چهره های به ظاهر نوگرا و تحصیل کرده اش هم عامیانه می اندیشیدند  و عامیانه رفتار می کنند. محمودی برای نوشتن آثارش به میان عامه مردم می رفت و به تحقیق در آداب و رفتار چهره های مورد نظرش می پرداخت، آنگاه با بهره بردن از واژه ها و اصطلاحات محاوره ای مردم اعماق جامعه، بافت و  ظرفیت های بیانی زبان عامه را نشان می داد.

وی با اشاره به نقش کمال الوزاره در طراحی شخصیتهای تاریخ ادبیات گفت: من به دو نکته اشاره می کنم: یک اینکه کمال الوزاره با آفریدن شخصیت حاجی ریایی خان پیشگام محمدعلی جمالزاده در خلق «قلتشن دیوان» و صادق هدایت در خلق پدید آوردن شخصیت «حاجی آقا» است. همچنین وی با توصیف های عینی و جزء نگارانه چهره های تازه ای از عرصۀ اجتماع بویژه زنان را به صحنه می آورد که پیش از این نقش و صدایی از آن خود نداشته اند. او روابط و مناسباتی را ترسیم می کند که از دایرۀ توجه ادبیات بیرون مانده بود و به آدم های تازه ای امکان نقش آفرینی و سخن گفتن می دهد که چند سال بعد وقتی آن ها در داستان های جمالزاده و هدایت ملاقات می کنیم، برایمان غریبه نیستند.

وی افزود: دوم اینکه به لحاظ زبانی نیز کار کمال الوزاره قابل توجه است. وی پس از میرزا حبیب اصفهانی در سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و میرزا علی اکبر دهخدا در چرند و پرند و قبل از جمالزاده برای ساخت شخصیت هایی که از میان عامه برمی گزیند، از زبان رنگین محاوره ای بهره می جوید و به ثبت و ضبط واژگان و رسومی می پردازد که در هنگامه تحول، در حال از دست رفتن بود.

حسن میرعابدینی در پایان گفت: هر چند او در تاریخ های نوشته شده دربارۀ نمایش ایران جایگاه مناسبی یافته ولی همچنان جای یک تکنگاری روشنگرایانه دربارۀ شرایط و موقعیت برآمدن او و این نسل شوریده و پرتکاپویی که سعی داشتند تحولی در فرهنگ و ادبیات ایران ایجاد کنند نوشته شود. نسلی مثل کمال الوزاره، جمالزاده و رفعت و بعدی ها و بعدی ها.
 

** رخ نمایی شخصیت پردازی های تئاتر در ادبیات معاصر

در ادامۀ این شب سعید اسدی ریاست تئاتر شهر ضمن خوشامدگویی و تشکر از سردبیر مجلۀ بخارا برای برگزاری این مجلس از برنامه های تاتر شهر در برگزاری مجالسی اینچنین بیان داشت : تئاتر شهر این قصد فرهنگی را دارد که در مورد دیدگاه های تاریخی، یک نگاه پژوهشگرانه ای را در اینجا فعال کند. ما هم در حوزۀ اجرا به این فکر می کنیم و علاوه بر متونی که بعضا متون ترجمه است و آثار درخشان جهان را روی صحنه نشان دهند، نمایشنامه های ایرانی بویژه  نمایشنامه هایی که پرداخته و پیراسته و دارای امور فرهنگی هستند در تئاتر شهر بیشتر ارائه شوند، هم در اجرای عمومی و هم نمایش نامه خوانی و هم بحث گفت گویی که می شود در همین زمینه ها انجام داد.

وی در ادامه افزود: اول این مقدمه را باید بگویم که یک گفت گوی تاریخی بین امروز و دیروز ما همیشه یا معطل بوده یا قطع شده و یا اینکه این اثرات گفت و گوی در زمانی که باید فرهنگ ما انجام می داده، خیلی خوب اتفاق نیفتاده است. تا آن حد که گویی گذشتۀ ما به عنوان یک دیگری فرهنگی برای ما عمل می کند. بیشتر از اینکه نوعی تداوم و استمرار فرهنگی در نظر گرفته شود. یعنی امروز اگر شما دربارۀ فرهنگ ایرانی سخن بگویید، دربارۀ دیروز و پریروز و ... تاریخ سخن بگویید، این گذشته خود را شاید گاهی خود را به شکل پادفرهنگ یا به شکل دیگری بیگانه جلوه می کند.

سعید اسدی با اشاره به هراس اجتماعی موجود در قرن معاصر گفت: این یک هراسی را نسبت به نگاه به گذشته فراهم می کند که پژوهش ها تلاش می کنند این ارتباط را برقرار کنند. اما در کنش های اجتماعی می بینیم این گریز و پرهیز و ترس و نگرانی همیشه وجود دارد که وقتی ما به گذشته نگاه می کنیم دقیقا به چه چیزی نگاه می کنیم؟ مخصوصا در هنر ما یعنی در هنر تئاتر بویژه هنر اجرا جدای از نمایشنامه نویسی ما نسبتمان با یکی از ادوار تاریخ و آن برجسته سازی های که در مورد دهه 40 و 50 شمسی می شود، نگاه بده بستانی بهتری دارد تا اینکه برگردیم به گذشته. کما اینکه بسیاری از این نام ها را نمی شناسیم. ضرورت این گفت و گوی فرهنگی اینجا حاصل می شود که ما از یک جذب و طرد فرهنگی یا از یک بده بستان فرهنگی سخن بگوییم. و این بده بستان فرهنگی بتواند یک وضعیتی را در امروز ما آشکار بکند.

رییس تئاتر شهر با تعریف ریشه های لغوی تئاتر گفت: می خواهم از یک اصطلاح استفاده کنم و آن اصطلاح «ایده-تئاتر» است. در واقع اینکه تئاتر ایرانی در شکل جدیدو متجددانه بوجود آمد، ما در وهلۀ اول با یک ایده -تئاتر اولیه ای روبرو هستیم که اولا نسبت ما را با گذشته ما متفاوت می کند، نه اینکه قطع کند و دیگر اینکه یک تصوری از هنر تئاتر برای ما ایجاد می کند که آن تصور در صورت اولیه بیش از اینکه در جست و جوی هنر باشد، در جست و جوی کنش اجتماعی و سیاسی است. من فرض می کنم که برای دگرگونی اجتماعی، تحت نهضت یا انقلاب مشروطه و بیداری مشروطیت، تلاش برای دگرگون کردن یک ساختار اجتماعی برای تحقق یک جامعه جدید است و طبعا این جامعه جدید فقط نمی تواند با دگرگون کردن رأس حاکمیت تغییر پیدا کند، مگر اینکه یک کنش فرهنگی در کنار کنش سیاسی اتفاق بیفتد و این کنش فرهنگی و سیاسی خودش را در تجلی ادبی شکل می دهد که اشاره هم شد؛ یکی در رمان نویسی و در واقع در تغییر رویکرد و دگرگون کردن سنت روایتگری در ایران و دوم اساسا تأسیس امر جدیدی به اسم تئاتر است.

وی در ادامه اظهار داشت:  در گذشته نظام سنتی حاکم بر ایران -که اتفاقاً بازتولید کنندۀ شکلی از آن استبداد سلطنتی می تواند باشد که بیش از هر چیزی خود را در قالب خودکامگی نشان می دهد و  این خودکامگی را در همۀ ارکان اجتماعی و سیاسی تسری می دهد- چیزی که می توانست این را تثبیت کند بازتولید انسان حاضر در این جهان است. یعنی اگر نگاه کنید گاهی ادبیات و هنر و کنش های فرهنگی در کنار ساختار سیاسی مدام انسانی را تولید می کند که این انسان هیچ ایده ای در مورد شکل دیگری از جامعه و فرهنگ و سیاست در ذهنش نمی توانسته متصور شود؛ مگر اینکه این جهان جدید فرهنگی بتواند ایدۀ تازه ای را ایجاد کند و این ایدۀ تازه را در یک صورتی محقق کند که آن صورت اولا بتواند با نظام اجتماعی ایران که عمدتا بی سواد بودند و قدرت خواندن و نوشتن نداشتند ولی در معرض سیستم یکپارچه و بسیار شکیلی از انتقال اطلاعات قرار داشتند، این نظام سنتی در بازار و مسجد و در هر حوزۀ عمومی دیگر برای بازتولید کردن این چنین انسانی حوزۀ انتقال شفاهی اطلاعات را داشت و حتی تثبیت آن ها. این تثبیت گونه ای از انسان را مدام بازتولید می کرد که این انسان می توانست خود را در آن ساختار جا یافته ببیند و هیچ تصوری در مورد شکل دیگری از زیست اجتماعی و ساختار سیاسی و اجتماعی نداشته باشد.

اسدی با اشاره به ریشه های هنر تئاتر گفت: به همین خاطر من گمان می کنم تئاتر اولیۀ ایرانی بیشتر از آنکه در جست و جوی تأسیس هنر باشد، در جستجوی تأسیس یک فضای عمومی بود که بتواند با حوزۀ عمومی که در اختیار نظام سنتی قرار داشت، رقابت کند. بنابراین اگر دقت کنیم اولین کوشش ها در فضاهای عمومی و پارک ها بود و می گویند وقتی توپ ها داشتند شکلیک می شدند، در پارک اتابک تئاتر اجرا می شد. این یک نکته مهمی است در این اغتشاش مشروطه چرا باید این حوزۀ عمومی در اشغال کسانی قرار  گیرد که در کنش فرهنگی خودشان، تصورشان این است که انسان جدید را تولید کنند.  به همین خاطر می خواهم بگویم یکی از ایده اولیه های تئاتر،  این را می گویم چیزی که از ناصرالدین شاه ایجاد شد و تئاتر تفننی ما را شکل داد، یک ایده تئاتری بود که محور تئاتر تفننی ایران را تا امروز تغذیه می کند ولی آن چیزی که در حوزۀ کنشگری سیاسی قرار می گیرد، تولید نوعی ایده- تئاتر است که هدفش تولید شهروند جهان جدید است. یعنی من فکر می کنم تئاتر بیشتر توسط کنشگران سیاسی انجام می شد که تبحر ویژه ای در هنر نداشتند، مگر در دوره ای که رشد کردند  و اتفاقا سیاستمدار-هنرمند جابه جا شد و با هنرمند- سیاستمدار تبدیل شد. و این هم تابع ایجاد نوعی سرمایۀ فرهنگی و تحصیلی و اجتماعی بود که اجازه می داد مدرسۀ تئاتر بوجود بیاید. در واقع آن الزاماتی که آخوند زاده در نامه مشهور به میرزا آقاتبریزی می گوید که شرط و فنون دراما را باید بیاموزی و از این صورت ناشناخته درام خارج شوی، می بینیم که دارد، منتقل می شود و هنرمندانی بوجود می آیند که نمایش نامه نویس کامل تر و بازیگر کامل تر و طراحان صحنه بوجود می آیند؛ مثلا میرسیف الدین کرمانشاهی تغییر دیدگاه ما را در مورد صحنه پردازی به قدری دگرگون می کند که شاید بشود گفت ظهور اجرای مدرن در ایران معطوف به عمل کسانی بود که نسبتی با سرمایه تحصیلی و فرهنگی داشتند که یا از راه تجربه می آمد و یا از راه آموزش می آمد یا بعدها مدرسۀ هنرپیشگی شکل گرفت و در ادوار بعدی دانشگاه ها و مراکز آکادمیک این وظیفه را به عهده گرفتند.

رییس تئاتر شهر با بیان نقش کمال الوزاره گفت: کمال الوزاره محمودی هم بخشی از این پروژۀ ایده اولیه تئاتری است؛ یعنی تا حدودی در مرزش قرار می گیرد؛ یعنی جایی که کنشگران سیاسی که اشتغال به هنر داشتند، دارند تبدیل می شوند به هنرمندانی  که کنش سیاسی هم دارند. همینطور که اشاره شد در مضمون به جای پرداختن به امر کلی، شعار دادن و نشان دادن تصویر نمادین غیردراماتیک و خالی از ارزش های دراماتیک که می شناسیم، تلاش می کند رو به مردم کند و از دل جریانی که می تواند از طریق دراماتیک کاراکترهای ملموس انجام دهد. چیزی که می شود تا به امروز مطالعه کرد این است که ایده تئاتر چندین بار تغییر پیدا کرد، نگاه مصلحانه کنشگران سیاسی در دوران مشروطه، خیلی متأثر از جریانی است که در روسیه و آلمان اتفاق می افتد است و   مفهومی از روشنفکری نه به معنای بعدی که فرانسوی ها در ایران تولید کردند که رویاپردازی از جامعه مدرنی است از دهه 30 به بعد رو به تزاید بوده است و آن چیزی که در دورۀ مشروطه می توانست اتاق بیفتد و پس از آن تحت تأثیر متفکر اصلاحگر است.

سعید اسدی در تعریف ایده اولیه شکل گیری تئاتر گفت: تئاتر ایدۀ اولیه اش نوعی است که علاوه بر اینکه می خواهد شهروند جهان جدید را ایجاد کند، هدفش هم اصلاحگری اجتماعی است. اما آن چیزی که در دوران مشروطه توانست اتفاق بیفتد تحت تأثیرمتفکر اصلاح گر است، ایده اولیه تئاتر نوعی ایده اولیه ای است که علاوه بر اینکه می خواهد شهروند جهان جدید را ایجاد کند، هدفش هم نوعی اصلاحگری اجتماعی است که حتی می تواند به انقلاب اجتماعی هم برسد. می شود گفت امروز ما در یک ابهام ایده تئاتر جدید هستیم. ایده تئاتر امروز ما چیست؟ و نسبت ما با آن دیگری فرهنگی از این جهت دچار بیگانگی است که آیا ایده تئاتر امروز ما  هم نسبتی با آن متفکر اصلاحگر آن زمان دارد؟ یا اینکه اساسا این تاریخ تحول ایده های تئاتر که محصولات متفاوتی در ادبیات نمایشی داشته می شود در این گفت و گوی تاریخ انجام داد که این رخداد نمایش فرصتی برای مطالعه چنین گفت و گویی است.
 
گفتنی است امسال و همزمان با یکصد و سیزدهمین سالگرد انقلاب مشروطه، مجموعه برنامه هایی برای پرداختن به هویت این انقلاب و ابعاد فرهنگی،هنری و اجتماعی آن از سوی فرهیختگان برگزار شد که برگزاری شب کمال الوزاره توسط مجله فرهنگی هنری بخارا از این دست برنامه هاست.
 
انتهای خبر///
سمیرا حسن


 

 
یادداشت  


گفتگو  

حباب قیمت مسکن در برخی از شهرها می‌شکند/ کمبود مصالح ساختمانی به گرانی مسکن دامن زده است

حباب قیمت مسکن در برخی از شهرها می‌شکند/ کمبود مصالح ساختمانی به گرانی مسکن دامن زده است

برنامه‌های دولت در بخش مسکن «دلخوش کنک» است / وعده ارزانی مسکن با ساخت سالانه 100هزار واحد عملی نمی‎شود

برنامه‌های دولت در بخش مسکن «دلخوش کنک» است / وعده ارزانی مسکن با ساخت سالانه 100هزار واحد عملی نمی‎شود

سه شنبه های بدون خودرو، از ایده تا اجرا

سه شنبه های بدون خودرو، از ایده تا اجرا

کودکان بی هویت زمینه ساز بروز افزایش آسیب های اجتماعی

کودکان بی هویت زمینه ساز بروز افزایش آسیب های اجتماعی

لزوم اولویت بندی پروژه های نیمه تمام براساس توجیه فنی و اقتصادی

لزوم اولویت بندی پروژه های نیمه تمام براساس توجیه فنی و اقتصادی

کاهش قیمت مسکن درپی ناتوانی مالی خریداران / ساخت 400هزار واحد به آشفتگی بازار مسکن دامن می‌زند

کاهش قیمت مسکن درپی ناتوانی مالی خریداران / ساخت 400هزار واحد به آشفتگی بازار مسکن دامن می‌زند

باید مردم را نسبت به جنایتهای آمریکا آگاه کنیم / دعوت از اساتید مسلمان برای مقابله با تروریسم جهانی

باید مردم را نسبت به جنایتهای آمریکا آگاه کنیم / دعوت از اساتید مسلمان برای مقابله با تروریسم جهانی


گزارش  


جراید  



 
www.ostandnews.ir   تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به خبرگزاری استاد نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است . پایگاه خبری تحلیلی استاد نیوز