خانه یادداشت سیاسی بین الملل علم و فناوری حوزه و دانشگاه اجتماعی اقتصادی فرهنگ و هنر ورزشی
 
کار سپاه در دستگیری روح الله زم یک شاهکار بود       مدهای بسیار مبتذلی در طراحی ساختمان‌ها حاکم شده است       شوک ۱۰ هزار واحدی به تازه واردان بورس       شفافیت موجب ریزش دیوار بی اعتمادی می شود       جهانگیری: سَر و سِری با بخش خصوصی ندارم       کشف 2 مورد از عملیات بمب گذاری در مسیر زائرین اربعین       شغل های غیر مرتبط با رشته های تحصیلی عاملی برای کاهش راندمان کاری       رنج زنان کولبر تمامی ندارد / شهرداری‌های استان کردستان در آستانه ورشکستگی       کامبک جواب کامبک!       خوب و بد افزایش نرخ حامل‌های انرژی/ بار گرانی انرژی بر دوش اقشار کم‌درآمد است       آینده پژوهی پاشنه آشیل تصمیم گیری مدیران است       امنیت در مراسم اربعین برقرار است       عیادت مقام معظم رهبری از آیت الله مکارم شیرازی       روستا كانون تولید و حیات جامعه است       حیوان آزاری نشان از خشونت های پنهان جامعه دارد       نباید از تصویب لایحه ای که موجب کاهش اختیارات مدیریتهای محلی می شود حمایت کرد       کاهش جمعیت عشایر خطر آفرین است       حضور فرمانده کل قوا در دانشگاه افسری امام حسین (ع)       از قصور‌ در خدمت‌رسانی عذرخواهی می‌کنیم       دو بال پرواز برای ایجاد ارتباط واقعی بین دانشگاه و صنعت      
 
آخرین اخبار  


اساتید و دانشگاه  


معرفی آثار اساتید  


 

1398/05/06 10:29:15 PM

زیست پایدار، دغدغه میرزا حسن رشدیه 

بهدخت رشدیه پژوهشگر تاریخ اجتماعی و نوه میرزا حسن رشدیه پایه گذار سیستم نوین آموزشی و آموزش ابتدایی با اشاره به تهیه اسناد تازه ای از فعالیتهای پدربزرگش گفت: مطابق با اسنادی که به تازگی یافتیم مرحوم رشدیه در حال تهیه اسناد بالادستی با موضوع زیست پایدار برای همه اقشار خصوصاً کودکان و جلب حمایتهای دولتی بوده است.

زیست پایدار، دغدغه میرزا حسن رشدیه


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی استادنیوز؛ میرزا حسن خان رشدیه پایه گذار سیستم نوین آموزشی در ایران است و اکنون 136سال از پایه گذاری آموزش ابتدایی می گذرد. در ادامه گفتگو با نوه مرحوم رشدیه را خواهید خواند.

بهدخت رشدیه با اشاره به شخصیت پایه گذار سیستم نوین آموزشی در ایران گفت: رشدیه از پیشگامان اصلاح نظام تعلیم و تربیت در ایران است که از او با عنوان بنیانگذار دبستان به شیوۀ جدید یاد می شود. کتاب هایی که رشدیه برای تدریس در دبستان های خود تألیف کرده گنجینۀ با ارزشی از اطلاعات و مهارت های آموزشی در قلمرو «کتاب درسینوسی» را فراروی پژوهشگران قرار می دهد که بی شک در فرآیند توسعۀ پایدار آموزش و پرورش ایران بسیار مفید خواهد بود.

پژوهشگر تاریخ اجتماعی ایران از دغدغه اهمیت به تاریخ معاصر گفت و تصریح کرد: دغدغه من نه فقط رشدیه، که رشدیه‌ها هستند. کسانی که ریشه‌ها را ساختند اما ما از آنها غافل هستیم و عملاً آنها را نمی‌شناسیم. قصد من در این حوزه الگوسازی‌ است. بسیاری از اسناد در خانه‌ها نگهداری می‌شوند و پژوهشگران ما، معمولاً در پژوهش‌های خود به کتابخانه‌ها مراجعه می‌کنند و این در حالی است که کتابخانه‌های ما از بسیاری اسناد بی‌بهره‌اند و همین باعث تکرار در پژوهش‌ها می‌شوند. از این رو در تلاشی پانزده ساله کوشیده‌ام تا اسناد مربوط به میرزا حسن خان رشدیه را از خانه‌ها و از میان مردم جمع‌‌آوری کنم و در این راستا به نکات شایان توجهی برخورده‌ام.

وی با اشاره به ریشه های فعالیت رشدیه گفت: نخست آن‌که رشدیه علاوه بر آموزش، در آموزش دختران نیز تأکید داشت تا آنجا که دو دختر خود مهین‌بانو و شهناز را با لباس پسرانه، به مدرسه می‌فرستاد. به این دلیل که در آن دوران آموزش به دختران مرسوم نبود. همچنین اسنادی موجود است که نشان می‌دهد کسانی که نخستین مدارس دخترانه را تأسیس کرده‌اند با رشدیه رابطه نزدیکی داشته‌اند و به نظر می‌رسد به تشویق او به این کار همت گمارده‌اند. او می‌کوشید تا آموزش را در سطح جامعه ایجاد کند و در این راستا، در مدارس مهارت‌ها را آموزش می‌داد.

پژوهشگر تاریخ اجتماعی ایران با اشاره به تاثیرگذاری رشدیه گفت: میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه در سال ۱۲۳۰ هجری ‌شمسی در محله چرنداب چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را در مکتب‌خانه و نزد پدر دانشمند خود با فراگیری صرف و نحو، فقه، احکام، عربی و ادبیات فارسی به پایان رساند و بر اثر هوش و استعداد شگفت‌انگیزی که داشت، در زمان کوتاهی به یکی از علمای تبریز تبدیل شد. به طوری که در ۲۲ سالگی امامت جماعت یکی از مساجد تبریز را برعهده گرفت. میرزا حسن در سنین جوانی به بیروت رفت و شیوه‌های نوین آموزشی را در دارالمعلمین آن شهر فراگرفت و سپس با هدف بنیان نهادن مدرسه با شیوه نو، به ایران بازگشت و از سال ۱۲۶۲ هجری‌شمسی اقدام به تأسیس مدارس متعددی به این سبک نمود و توانست با روش جدید‌التعلیم خود، در مدت کوتاهی به نوآموزان، خواندن و نوشتن بیاموزد. وی مؤسس نخستین مدرسه جدید در تبریز و دومین مدرسه در ایران بود که تصمیم گرفت بجای حضور در نجف‌اشرف و خواندن درس طلبگی، روانه استانبول، مصر و بیروت شده و آموزگاری نوین را یاد بگیرد.

وی با اشاره به تالیفات رشدیه گفت: از رشدیه تألیفات متعددی برجای مانده است که آثاری چون وطن دیلی ، بدایه التعلیم، نهایه التعلیم، کفایه التعلیم، تاریخ شفاهی، صد درس، کلمات قصار برای کلاس دوم، اخلاق و اصول عقاید، شرعیات ابتدایی و جغرافیای شفاهی از مهم‌ترین آنها به شمار می‌رود. پایه‌گذار مدارس نوین ایران بعد از سال‌ها خدمت صادقانه در سال ۱۳۲۳ هجری‌شمسی به سن ۹۳ سالگی در قم درگذشت و بر روی دوش شاگردان مدارس قم تشییع و خاکسپاری شد. وی فراگیری دانش را نزد پدرش آغاز کرد و اندک اندک راه پیشرفت را پیمود. در آن روزها، سه روزنامه فارسی زبان در خارج از ایران چاپ می شد؛ حبل المتین در کلکته، ثریا در قاهره و اختر در استانبول و این روزنامه ها نیز به تبریز می رسیدند. رشدیه به خواندن این روزنامه ها بسیار علاقه مند بود و آنها را مکرر می خواند.

بهدخت رشدیه با تاکید بر اهمیت اقدام بنیانگذار سیستم نوین آموزشی گفت: در یکی از شماره های ثریا نوشته بود: «در اروپا در هر هزارنفر، یک نفر بی سواد است و در ایران در هر هزار نفر، یک نفر باسواد و این از بدی اصول تعلیم است.» این مقاله تاثیر عمیقی بر روحیه رشدیه گذاشت و انقلابی در افکار وی پدید آورد. به طوری که تصمیم گرفت به بیروت برود و در این شهر که انگلیسی ها و فرانسوی ها، دارالمعلمین باز کرده بودند، مقدمات رسیدن به آرزوی دیرینه اش را که اصلاح اصول تعلیم و تربیت بود، فراهم کند.

بهدخت رشدیه نوۀ میرزا حسن رشدیه با اشاره به اسناد خانوادگی پدربزرگ خود به حوزه های گستردۀ فعالیت ایشان اشاره کرد و افزود: رشدیه علاوه بر اینکه آموزش را برای عموم خیلی مهم می دانست آموزش دختران هم برایش اهمیت داشت و این بخشی از تاریخ شفاهی خانواده است؛ اینکه او وقتی به قم تبعید شده بود و بچه هایش کوچک بودند و مدرسۀ دخترانه نبود، سر دو دختر بزرگش به اسم شهناز و مهین بانو را می تراشید و با لباس پسرانه به مدرسه می فرستاد. تا زمانی که دبستان را تمام کردند و به منزل برگشتند و به آن ها گفت که دیگر بروید و چادرهایتان را سرتان کنید و تا همین حد کافی است. اکثر کسانی که مدارس دخترانه را راه اندازی کردند همه از بستگان نزدیک رشدیه بودند. یعنی او این ها را ترغیب می کرد که در منازلشان مدارس دخترانه راه بیندازند؛ اصول تعلیم را به آن ها آموزش می داد و متأسفانه با مشکلات زیادی هم برخورد می کرد و برنامه ریزی دروس را برایشان انجام می داد. این در کتاب «سوانح عمر» که پسر رشدیه، شمس الدین نوشته و مستندترین کتابی است که از او در دست هست، اشاره شده است.

وی در ادامه از آموزش رشدیه به نابینایان چنین گفت: مادرم می گوید که آقا در یکسال آخر عمرش یک وسیلۀ چوبی داشت که نابینایان را دعوت می کرد و می آمدند خانه و به این ها آموزش می داد. و بعد در مدرسه ای هم که در قم بوده کلاسی برای این کار گذاشته بود. به رئیس مرکز معارف در این باب هم نامه ای نوشته که در دسترس است. در حقیقت این در خاطراتش هم می نویسد. انگیزۀ اصلی این بوده که در یکی از دفعاتی که به مدرسۀ رشدیه در مشهد حمله می کنند و مدرسه خراب می شود و دست رشدیه را می شکنند و مدرسه را آتش می زنند، یکی از بچه ها کور می شود که رشدیه به ملاقات او رفته و از وضعیت پسربچه ناراحت می شود. بچه گریه می کرده که من به خاطر کور شدن آنقدر ناراحت نیستم بلکه از  این ناراحتم که دیگر نمی توانم مدرسه بروم و رشدیه به او قول می دهد که راهی پیدا کند و این کار را انجام دهد.

بهدخت رشدیه با اشاره به دوستی میان مرحوم رشدیه و باغچه بان گفت: ما آقای باغچه بان را به عنوان پدر آموزش نابینایان در ایران می شناسیم و همینطور هم هست. اما برای روابط بین رشدیه و باغچه بان سندی پیدا نکردیم. ولی می دانم که روابط خانوادگی باغچه بان و رشدیه بسیار نزدیک بود.کاری هم که آقای باغچه بان قبل از فوت رشدیه کردند این بود که به ادارۀ معارف نامه ای می نویسند و به وزارت آموزش پرورش  پیشنهاد می کنند که مجسمۀ رشدیه را بسازند و در حیاط وزات بگذارند. نامه ای می آید که آن ها مخالفت می کنند و باغچه بان ناراحت می شود و نامه می نویسد به تمام مدارسی که می شناخته؛ از جمله مدارس عمه های من که بیایید مجسمۀ رشدیه را بسازیم و معلم ها دو ریال و شاگردها نفری یک ریال پرداخت کنند. بعد مدت زمانی که پول را جمع می کند، وزارت معارف ایشان را منع می کند و مدتی بعد رشدیه فوت می کند و آقای باغچه بان آن پول را به عمه من جمیله رشدیه که مدرسه داشتند، می دهد و در حقیقت سنگ قبر رشدیه که در آن زمان سنگ  مرمر گران قیمتی بود ساخته می شود. البته سال گذشته معلمان قم با عشق روی این سنگ را یک سنگ دیگر انداختند.”

وی در ادامه افزود: اسناد رشدیه بسیار پراکنده است که این وسعت فکری او را نشان می دهد. امیرکبیر قبل از رشدیه مدرسه تأسیس کرده بود ولی شیوۀ برخورد آموزش در امیرکبیر و رشدیه دو چیز متفاوت بود. رشدیه دنبال این بود که این سطح آگاهی را در جامعه ایجاد کند. حتی در مدرسه به دور از دورس مدرسه کلاس های قالی بافی و کارهای دیگر مثل کفاشی گذاشته بود تا بچه ها بتوانند حرفه یاد بگیرند. یک سندی هم داریم که در مورد روش های زیست پایدار است. یک پیشنهادی می دهد به هیئت دولت برای خرید قریۀ فیرزآباد و در آن بیست و سه تا پیشنهاد می دهد و در آخرش می نویسد من خودم و خانواده ام می رویم و در آنجا زندگی می کنیم. در این پیشنهادات اشاره می کند به اینکه: «در این دِه هر مولودی متولد شود به سعی عموم هزار درخت به نام آن قرض و به تصرف ولیش داده می شود. اگر قبل از بلوغ بمیرد متعلق به صندوق عمومی می شود»  یعنی از همان زمان به فکر مسائل محیط زیستی بوده است.

وی با اشاره به اسناد باقی مانده از رشدیه گفت: در میان اسناد یک سری ارتباطات بین المللی است که به انگلیسی و فرانسه نوشته است. و به شرکت ها خارجی نامه نوشته و درخواست کمک هزینه هایی برای ساخت مدارس کرده است. نامه ای هست که تضاد بین سنت و مدرنیته را نشان می دهد. او در زمان حیاتش توسط متعصبین و افراطیون مورد حمله بوده است و سال های بعد کسانی که فرنگی مآب شده بودند او را حمایت نمی کردند. بیشترین نامه هایی که متأسفانه پیدا کردیم بالغ بر دویست نامه نوشته و تقاضای حقوق خود را کرده است. بیست سال آخر عمرش در فقر زیاد زندگی می کرده است. در جایی هم نوشته شرمندۀ عیال و اطفالش است.

گفتنی است مرحوم میرزا حسن خان رشدیه پایه گذار سیستم نوین آموزشی و آموزش ابتدایی در ایران است که در این مسیر با ناملایمات بسیاری روبرو بوده است.

انتهای خبر///
سمیرا حسن
 


 

 
یادداشت  


گفتگو  


گزارش  


جراید  



 
www.ostandnews.ir   تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به خبرگزاری استاد نیوز است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است . پایگاه خبری تحلیلی استاد نیوز