مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز ۱۰ مارس

ایران
کشتار ۶۰۰ ایرانی راوندیه در بغداد
بسیاری از مورخان، روز کشتار راوندیه در بغداد را «دهم مارس» درسال ۷۵۸ میلادی (۱۴۱ قمری) نوشته اند. عده مقتولان ۶۰۰ تن ذکر شده است. این گروه ایرانی در باطن برای گرفتن انتقام خون ابومسلم خراسانی از منصور ـ خلیفه عباسی، از ایران به بغداد که هنوز کاملا ساخته نشده بود رفته بودند. آنان پس از ورود به بغداد خودرا جان نثار خلیفه وانمود و درخواست ملاقات با وی را کرده بودند. راوندیه پیش از ورود به اقامتگاه خلیفه، شمشیر ها را در زیر لباس پنهان کرده بودند. درجریان ملاقات و هنگام حمله، به خلیفه آسیب نرسید ولی همه این جماعت به دست عمّال او کشته شدند.
بسیاری از مورخان، راوندیه را اهل «تناسخ» نوشته اند.
ابومسلم که به حکومت امویان پایان داده و عباسیان را روی کار آورده بود بسال ۷۵۴ میلادی به تصمیم منصور خلیفه عباسی کشته شد. پس از رسیدن این خبر به ایران، هواداران او به صورت گروههای جدا ازهم بپاخاستند که یکی از آنان «سندباد» نیشابوری بود. منصور که همانند اشکانیان و ساسانیان می خواست که مرکز حکومت (خلافت) در کنار دجله و در بین النهرین باشد برای این منظور بغدادرا که یک روستا و درختستانی در شش فرسنگی (۳۶ کیلومتری) شمال تیسفون پایتخت اشکانیان و ساسانیان بود انتخاب و از سال ۷۵۵ میلادی کار ساختن آن را آغاز کرده بود. وی مقداری از مصالح ساختمانی مورد نیاز را از تخریب ابنیه تیسفون که حدود هشت قرن پایتخت ایران بود به دست آورده و به بغداد منتقل کرده بود. وی نام پارسی بغدادرا [که مفهوم«هدیه خدا» دارد] تغییر نداد. در پارسی باستان «بغ» خدا و «داد» از مصدر دادن و هدیه کردن است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بودجه دولت ایران در ۳ برهه ـ قرار نبود درآمد نفت صرف هزینه های دولتی شود ـ نیاکان ما جان و خون دادند تا منابع ایران بماند و میراث نسل ها باشد
طبق ارقام بودجه کل ایران برای سال ۱۳۲۰ [سالی از شهریور ماه آن، ایران بر اثر خیانت چند نظامی و دولتمرد، به رغم داشتن یک ارتش بسیار نیرومند صدها هزار نفری اشغال نظامی شد] که ۱۷ اسفند ۱۳۱۹ از تصویب مجلس گذشته بود، کل هزینه های دولت برای آن سال [سالی از شهریور ماه آن، ایران بر اثر خیانت چند نظامی و دولتمرد، به رغم داشتن یک ارتش بسیار نیرومند صدها هزار نفری اشغال نظامی شد] تنها چهار میلیارد و ۳۲۳ میلیون ریال (۴۳۲ میلیون تومان) تعیین شده بود. در آن سال جمعیت ایران حدود ۱۹ میلیون بود. ارقام بودجه سال ۱۳۳۸ (۱۸ سال پس از آن) نشان می دهد که کل هزینه های دولت ۱۴ برابر شده و به شش میلیارد و چهارصد میلیون تومان رسیده بود. در سال ۱۳۴۴ ( شش سال بعد از آن)، هزینه های دولت ایران به پنجاه و ۹ میلیارد تومان رسیده بود.
درآمد ایران از صادرات نفت تا اوایل دهه ۱۳۵۰ (پاییز ۱۹۷۳) چشمگیر نبود و درآمد دولت عمدتا از عوارض گمرکی و دریافت مالیات تامین می شد. قرار بود درآمد نفت که ثروتی تمام شدنی است عمدتا در سرمایه گذاری های تولیدی (و ثروت به جای ثروت) بکار رود تا جای گلایه و اعتراض برای نسل های آینده باقی نگذارد. مصدق در زمانی که نماینده اول تهران در مجلس بود طرحی را به تصویب رسانده و قانون کرده بود که به موجب آن، بکار بردن درآمد نفت در تأمین هزینه های جاری دولت ممنوع شده بود. در سال ۱۳۲۹ هجری و در جریان مبارزات ملت ایران برای ملی کردن نفت خود ـ در چند قطعنامه از مجلس خواسته شده بود که هیچگاه اجازه ندهد درآمد نفت صرف هزینه های جاری دولت شود، درآمد نفت باید صرف توسعه کشاورزی و صنعتی کشور شود و یا اینکه طلای سیاه برود و طلای زرد جای آن را بگیرد تا ذخیره ای برای همه نسل ها باشدنیاکان ایرانیان ِ امروز و فردا بودند که جان و خون دادند و از تمامی سرزمین حراست کردند تا میراث اعقاب همه آنان باشد که منابع نفت و معادن دیگر در دل آن قرار دارد. بنابراین، همگان مالک این منابع هستند و ثروت های ملی بشمار می روند. الگوی نروژ نفتخیز در آن زمینه مورد تحسین اقتصاددانان جهان است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
معینیان نخستین وزیر اطلاعات وجهانگردی ایران (انتشارات و مطبوعات =ارشاد) در یک نگاه
معینیان، روزی که وزیر شد

مجلس شورای ملی ۱۹ اسفند ۱۳۴۲ کابینه حسنعلی منصور را که دو روز پیش از آن و در پی کناره گیری امیر اسدالله علم مامور تشکیل دولت شده بود تایید کرد و اداره انتشارات و رادیو تبدیل به وزارت اطلاعات (انتشارات و مطبوعات ــ ارشاد ) شد که بعدا سازمانهای دیگری از جمله جهانگردی بر آن اضافه گردید و نصرت الله معینیان روزنامه نگار معروف تصدی وزارت تازه را برعهده گرفت. قبلا امور مطبوعات از جمله صدور پروانه نشریات از اختیارات وزارت کشور و پیش از آن شورای عالی فرهنگ بود.
معینیان که در شایستگی او در مدیریت، میهندوستی و پاکدامنی جای تردید وجود ندارد و از مردان بزرگی است که ایران در تاریخ معاصر خود به وجود آورده است پیش ازقبول مدیریت انتشارات و رادیو، سردبیر روزنامه بود.
وی رادیو ایران و خبرگزاری پارس را که دو موسسه تقریبا «مرده »بودند با کمترین هزینه و نیروی انسانی به صورتی در آورد که با بهترین موسسات مشابه در کشورهای پیشرفته کوس برابری می زدند. برای رسیدن به این هدف، معینیان مقررات استخدامی جدا گانه ای را همراه با انضباط سخت و آموزش ضمن خدمت به اجرا در آورد که در آن پرداخت دستمزدها به صورت روزانه صورت می گرفت. حتی از قلم افتادن یک «واو» در یک مطلب جریمه سنگین داشت و همین روش باعث پرورش نسلی شد که تا سالها رسانه های کشور را با کیفیت خوب اداره می کرد.
معینیان با ابداع تلفن ۲۷۰۰۰ شخصا به نظرات مردم نسبت به برنامه های رادیو رسیدگی دقیق می کرد و اگر از یک موسسه دولتی دیگر شکوه و شکایت کرده بودند تا رسیدن به حصول نتیجه، کار را شخصا دنبال می کرد. در زیر دفتر ویژه تلفن ۲۷۰۰۰ اقدامهایی را که درباره هر تماس تلفنی مخاطب صورت گرفته بود شخصا می نوشت و امضاء می کرد که مطالعه آن برای هر پژوهشگر تاریخ می تواند جالب باشد.
معینیان نامه های وارده را در کمتر از ۱۲ ساعت می خواند و پاسخ می داد و از دریافت پیشنهاد ها و طرحهای تازه استقبال می کرد و حتی آنها را می خرید. برای هر برنامه، یک شورا به وجود آورده بود و اتخاذ هرگونه تصمیم با نظر شورا بود که اعضای آن در کار خود استاد بودند.
در آن زمان که برای دولت اشاره به کوچکترین ضعفی قابل تحمل نبود، معینیان اجازه پخش برنامه روزانه «در گوشه و کنار شهر» را در پرایم تایم (ساعت ۴ و نیم بعد از ظهر) از رادیو ایران داده بود که ضعفها و نارسایی های جامعه تهران را منعکس می کرد. خبرهای سایر کشور ها باید از چند منبع گرفته می شد تا مبادا یک منبع مغرض باشد و میهن ما هنوز نتوانسته معادل سردبیرانی که او در دوران طولانی مدیریت خود بر خبر گزاری و رادیو پرورش داد تولید کند.
امیر اسدالله علم در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ با برداشتن معینیان از سازمان انتشارات و رادیو و انتصاب او به وزارت راه اشتباه بزرگی را مرتکب شد که در به وجود آمدن رویدادهای خرداد ۱۳۴۲ تاثیر فراوان داشت. برنامه های رادیو با مدیریت منصوب از جانب اسدالله علم تا حدی باعث تشدید وضعیت شد و فردی که جانشین معینیان شده بود اجازه داده بود که در بهار ۱۳۴۲ دستگاههای پخش ساز و آواز رادیو را به شهر قم ببرند و در میدانها و چهار راههای این شهر با صدای بلند ترانه پخش کنند ــ کاری که قبلا سابقه نداشت. علم چند ماه بعد متوجه اشتباه خود مبنی بر تغییر معینیان از سازمان انتشارات و رادیو شد و او را با حفظ سمت وزارت راه بار دیگر به مدیریت آن سازمان باز گردانید که حسنعلی منصور در اسفند همین سال انتشارات و رادیو و ادارات مربوط را در هم ادغام کرد و به صورت وزارتخانه در آورد.
معینیان سالها بعد با هدف خدمت به وطن و هموطنان پیشنهاد ریاست دفتر شاه (اصطلاحا دفتر مخصوص) را پذیرفت تا رابط اطمینان بخش و بی غرضی میان مردم و شاه باشد. ولی، روال کار در دربار طوری بود که معینیان امکان کمک کردن به حل مسائل را به دست نمی آورد و در اینجا یک مدیر شایسته، بی نظر و میهندوست عملا خنثی شده بود و کار موثری نمی توانست انجام دهد. سپهبد نصیری هم با مخالفت با برنامه های اصلاحی معینیان کار را بر او دشوارتر ساخته بود. نصیری نمی خواست که شاه مستقیما و از دست اول (مردم) از مشکلات و مسائل آگاه شود. نصیری مایل بود که همانند سابق، مسائل پس از سانسور او به اطلاع شاه برسد و ارسال پاسخ ها نیز تحت کنترل او باشد. بسیاری از اندیشمندان وطن خارج ساختن معینیان از بخش اجرایی ایران و قراردادن او را در چهار دیواری یک دفتر در طول یک دهه بزرگترین آسیب به ایرانیان و به منزله یک توطئه می دانند. محروم کردن ایران از نیمه دهه ۱۳۴۰ از استعداد مدیریت، مهارتها و درستی و پاکدامنی خاص معینیان لطمه و نقصان بزرگی بود که هرگز جبران نخواهد شد. معینیان از شهر اصفهان برخاسته است.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
احضار سران حزب توده که غیابا به اعدام محکوم شده بودند، از طریق انتشار آگهی در روزنامه ها
چند هفته پس از صدور حکم محکمه نظامی تهران، در این ماه در سال ۱۳۴۴ ، آکهی رسمی حاوی اسامی سران حزب کمونیست «توده» را که غیابا به اعدام و یا حبس محکوم شده بودند درچند نوبت در روزنامه ها – من باب احضاریه! منتشر کرده بودند؛ از این قرار:
دکتر رضا راد منش، دکتر فریدون کشاورز، دکتر غلامحسین فروتن، احسان طبری، ایرج اسکندری، عبدالصمد کامبخش قزوینی، رضا روستا، آرداشس آوانسیان، یوسف جمارانی، پتروس شمعونی، علی امیر خیزی و محمود بقراطی به اعدام و مریم فیروز به حبس ابد. این عده قبلا با کمک سازمان نظامی حزب توده از زندان قصر فرار کرده و به خارج از کشور رفته بودند. قبلا قرار نبود که محکمه نظامی به محاکمه این عده بپردازد، ولی بعدا پرونده از دادسرای تهران به دادرسی ارتش ارسال شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات مارس ۱۹۷۹ ویلیام کُلبی مدیر پیشین «سیا» درباره سقوط شاه ایران
William E. Colby

ویلیام ای. کُلبی William E. Colby مدیر «سی. آی. ا.» از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ که قبلا نیز از ماموران و مقامات این سازمان اطلاعاتی و دفتر خدمات استراتژیک بود و در سال ۱۹۹۶ در جریان یک قایق رانی! درگذشت، در مارس ۱۹۷۹ و هجده روز پس از پیروزی انقلاب ایران گفت که تشتّت نظرات و ضعف تحلیل در آن سازمان اطلاعاتی سبب شده بود که واشنگتن نتواند سقوط شاه و تغییرات متعاقب آن را در ایران دقیقا پیش بینی کند که برای دولت آمریکا که نمی خواهد یک قدرت دیگر وارد آن منطقه شود امری مهم و حساس است. آمریکا در خاور میانه و آسیای جنوبی منافع بسیار و حیاتی دارد و دولت شاه نهایت صمیمت خودرا نسبت به آمریکا نشان داده بود.
کُلبی گفته بود که کارتر خواهان رفتن شاه نبود، بلکه می خواست که دمکراسی در ایران برقرار باشد زیراکه انتخابات ایران سالها بود که زیر سئوال بود. اختلاف نظر سایرس ونس (وزیر امورخارجه وقت) و برژینسکی (مشاور ویژه کارتر) بر سر ایران نیز مزید بر علت شده بود.
کُلبی گفته بود که از ریچارد هِلمز (رئیس پیشین خود در سی. آی. ا. و سفیر سابق آمریکا در تهران) شنیده بود که بیماری شاه (سرطان) که می کوشید آن را از ایرانیان پنهان دارد در توان او به بررسی مسائل و تصمیم گیری خلل ایجاد کرده بود و مشاوران نزدیک او هم جماعتی «بله قربان گو» بودند که یا درک عمیق از واقعیت ها نداشتند و یا جرأت بیان آن را نزد شاه به خود نمی دادند. [به همانگونه که در ماههای آخر پادشاهی رضاشاه که پیر شده بود به او می گفتند: «خاطر مبارک آسوده باشد!».].
کُلبی همچنین گفته بود که نگرانی آمریکا در ماههای آخر انقلاب ایران از احتمال وقوع یک کودتای نظامی، روی کارآمدن یک و یا چند ژنرال و زنده شدن میلیتریسم ایرانی و تجدید وضعیتی نظیر دوران نادرشاه و رضاشاه بود که این دو چشم به احیاء امپراتوری پارسیان داشتند و چنین تفکری در این زمان (سال ۱۹۷۹) نهایتا درگیری با همسایگان و مداخله مسکو را می توانست به دنبال داشته باشد، بویژه که در کابل یک دولت کمونیستی بر سر کار آمده بود و ماموریت هایزر در تهران ممانعت از کودتا بود. نگرانی دیگر واشنگتن، قدرت گرفتن کمونیست ها و چپگرایان ایرانی بود که در سال انقلاب کاملا فعّال بودند و در جریان فروپاشی مراکز نظامی، اسلحه به دست آورده بودند. در این میان برژینسکی قراردادن اسلامیون در برابر کمونیست هارا مدّ نظرداشت (خداباوران در برابر خداناباوران) و ….
پس از کُلبی، جورج بوش (پدر) مدیر سی. آی. ا. شده بود.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خودکشی یک پناهجوی ایرانی دیگر در آلمان از بلا تکلیفی!
دویچه وله (صدای جهانی آلمان) ـ دهم مارس ۲۰۱۳: حامد سمیعی پناهجوی ۲۸ ساله ایرانی که در کمپ پناهندگان در شهر «هوف» بسر می بُرد، شامگاه پنج‌شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ (هفتم مارس ۲۰۱۳) با خوردن بیش از ۷۰ قرص … خودکشی کرد. دو پناهنده ایرانی دیگر که در همین کمپ زندگی می کنند و با حامد رفت و آمد داشتند گفتند که به احتمال زیاد، او به علت «افسردگی ناشی از بلاتکلیفی و فشارهای حاصل از وضعیت پناهندگی» به عمر خود پایان داده است.
به گفته این دو پناهجوی ایرانی، حامد سمیعی بیست ماه پیش به آلمان آمده و درخواست پناهندگی داده بود، اما در این مدت نه جواب مثبت گرفته بود و نه پاسخ منفی!. شهر هوف در ایالت بایرن آلمان واقع است. در کمپ پناهندگی این شهر پانزده ایرانی بسر می برند که برخی از آنان سال‌هاست که منتظر دریافت پاسخ به درخواست پناهندگی خود هستند.
به خانواده حامد سمیعی در ایران خبر خودکشی او داده شده است. ولی این خانواده برای انتقال جسد او به ایران پول کافی ندارد. مسئولان تامین اجتماعی شهر هوف می گویند که در ضوابط شهر، برای انتقال جسد یک پناهجو به کشور زادگاه با هزینه شهرداری و دولت، موردی پیش بینی نشده است.
۲۹ ژانویه ۲۰۱۲ یک پناهجوی ایرانی دیگر به نام محمد رهسپار ۲۹ ساله در کمپ پناهجویان وورتسبورگ آلمان خودرا از پنجره اتاق‌ حلق‌آویز کرده بود.
چند ماه پیش دهها پناهجو و عمدتا ایرانی و افغان برای نشان دادن اعتراض خود به بلاتکلیفی، از وورتسبورگ به برلین راهپیمایی کردند که جریان آن در رسانه‌ها انعکاس یافت و پژوهشگران مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را بر آن داشت که در این زمینه دست به تحقیق بزنند و چراها و چگونگی های این پناهندگی ها را کشف و اعلام کنند تا راه حل عمومی برای این مسئله به دست آید.
مقامات آلمان و سایر کشورهای عضو اتحادیه گفته اند که پناهجویان ایرانی که عمدتا بوسیله قاچاقچیان منتقل می شوند هرکدام ادعایی را مطرح می کنند تا ترک وطن و ترس از بازگشت را توجیه کنند ولی سند و مدرک قابل قبول قاضی برای اثبات ادعای خود در دست ندارند. برخی از آنان هم مدعی می شوند که تغییر دین داده اند که در ایران مجازات دارد ولی همین مدعیان پس از دریافت مجوز اقامت به ایران می روند و باز می گردند و مشکلی درکارشان مشاهده نمی شود. ایران کشوری است دارای درآمد نفت و به اتباع خود حتی پول جیبی بلاعوض می دهد. بنابراین، انگیزه واقعی از ترک ایران هنوز برای مقامات مربوط اروپایی روشن نشده است.
ایرانیانی که در سه دهه پس از انقلاب و عمدتا با استفاده از تورّم پول و نبود کپیتال گین در کشور خود (مالیات بر درآمد ناشی از تفاوت خرید و فروش مستغلات، کالا و …) ثروت به دست آورده اند به آمریکا و کانادا مهاجرت می کنند تا اروپا.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اخطار شرکت های بیمه اروپا و آمریکا به پالایشگاههای هند که از ایران نفت خام وارد می کنند
مدیرعامل پالایشگاه و پتروشیمی منگالور هند، نهم مارس ۲۰۱۳ در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری‌ انگلستان گفت که شرکت‌های بیمه اروپایی به او متذکر شده اند که اگر به خرید نفت خام ایران ادامه دهد بیمه پالایشگاه قطع خواهد شد. پالایشگاه و پتروشیمی منگالور دومین خریدار بزرگ نفت خام ایران در کشور هند است.
این خبرگزاری نوشته است که برخی دیگر از پالایشگاه‌های هند از بیم وارد شدن در فهرست سیاه آمریکا و اتحادیه اروپا راغب به تصفیه نفت وارداتی ایران نیستند و به این ترتیب خرید نفت خام ایران توسط هندیان ممکن است بازهم کاهش یابد. کاهش قبلی واردات نفت خام ایران به هند به علت مشکلات ناشی از بیمه نفتکش‌هایی بود که این نفت خام ایران را حمل می کردند. هند دومین خریدار بزرگ نفت ایران است. ایران سالانه معادل ۱۲ میلیارد دلار نفت به هند صادر و معادل همین مبلغ گندم، برنج، سویا، شکر و سایر اقلام مصرفی از این کشور وارد می‌کند.
اتحادیه اروپا و آمریکا از تابستان سال ۲۰۱۲ خرید نفت خام ایران و نیز تبادلات بانکی را تحریم کرده‌اند. طبق این تحریم‌ها، آن دسته از شرکت‌های بیمه که حوزه فعالیت‌شان آمریکا و اتحادیه اروپا است نباید نفت‌کش‌هایی که نفت ایران را به دیگر کشورهای جهان می‌رساندند بیمه کنند. چنین تحریمی اینک پالایشگاه‌های نفت هند را نیز تهدید می‌کند. در این راستا بانک‌ها و شرکت‌های بیمه در هند که با کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همچنین آمریکا همکاری دارند، به پالایشگاه‌های این کشور اطلاع داده‌اند، ادامه تصفیه نفت ایران در این پالایشگاه‌ها بیمه آنها را به خطر خواهد انداخت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
سالمرگ «ملینا مرکوری» و قدردانی یونانیان از او که عاشق میهنش بود ـ اشاره ای به تلاشهای میهنی و هنری ملینا
ملینا در کنار اکروپولیس (آتن)

دهم مارس سال ۱۹۹۴ در تشییع جنازه و مراسم تدفین بانو ملینا مرکوری وزیر فرهنگ یونان که از بیماری سرطان ریه ـ ناشی از دود سیگار درگذشته بود بیش از یک میلیون یونانی شرکت کردند که با توجه به جمعیت شهر آتن رویدادی چشمگیر و یک تشویق و دلگرمی برای همه کسانی بود که برای خدمت صادقانه به وطن خود کمر همت می بندند. این تشییع جنازه در ردیف رویدادهای تاریخی مهم اروپای قرن بیستم ثبت شده است.« ملینا» قبلا لقب «قهرمان ملی» یونان را به دست آورده بود.
ملینا که یک بازیگر فیلم بود، از نوجوانی به میهن خود ـ یونان ـ عشق می ورزید و با اینکه از زمان تحصیل در رشته هنر نمایش، با شوهرش در آمریکا زندگی می کرد بلافاصله پس از رویداد کودتای نظامی در یونان در ۲۱ اپریل ۱۹۶۷ و آغاز حکومت سرهنگها، فعالیت هنری خودرا کنار گذارد و یک مبارز تمام وقت سیاسی ضد این حکومت غیر دمکراتیک در سطح جهان شد و به مدت هفت سال شهر به شهر و کشور به کشور رفت و از یونانیان برون مرز، یونانی تبارها و جهانیان خواست که به بازگردانیدن دمکراسی به یونان که اندیشه آن از یونان باستان است کمک کنند [که کردند]. وی درجریان این مبارزه، در هر شهر و کشور ضمن برگزاری مصاحبه و جلسات سخنرانی، با گریه و اشک از مقامات محل و مردم می خواست که اجازه ندهند گهواره دمکراسی جهان و زادگاه فلسفه و حق در چنگ چند سرهنگ و نظامی فرومایه اسیر باشد. از آنجا که ملینا، به خاطر فیلمهایش معروف جهانیان بود، مبارزات او سخت موثر می افتاد ـ نه تنها در خارج بلکه در داخل یونان که مردم را تشویق به بپاخیزی می کرد.

ملینا در جوانی

این مبارزات پیگیر «ملینا» سبب شد که حکومت سرهنگ ها تابعیت یونانی اورا لغو و اموالش را مصادره کند و نقشه ترور اورا بکشد. نقشه ترور به اجرا درآمد که برحسب اتفاق در یک قدمی مرگ زنده ماند. انتشار خبر این سوء قصد در رسانه ها، بر تنفّر جهانیان از حکومت سرهنگها افزود. از لحظه لغو تابعیت یونانی ملینا که بلافاصله از سوی سازمانهای جهانی محکوم و تقبیح شد، در هر نطقی شعار اول او این بود: «ملینا یونانی به دنیا آمده است و یونانی هم خواهم مُرد.».
در تاریخ دمکراسی و نیز دائره المعارف دمکراسی آمده است که «ملینا هفت سال آرام نگرفت و جهان را زیر پا گذارد تا دمکراسی و حکومتِ به ارادهِ مردم و رعایتِ حق به یونان بازگشت کند.».
پس از بازگشت دمکراسی به یونان، ملینا از جانب حزب سوسیالیست این کشور نامزد نمایندگی پارلمان شد و انتخاب گردید.
وی پس از هشت سال عضویت پارلمان تصدّی وزارت فرهنگ یونان را برعهده گرفت و تلاش بسیار کرد که آتن به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا شناخته شود. ملینا سپس مبارزه وسیعی را برای بازگرداندن آثار باستانی؛ مجسمه ها، سنگهای مرمر یونان و … از موزه های سایر کشورها به ویژه انگلستان آغازکرد و در جلسات یونسکو همه مساعی خود را بکاربُرد تا سرقت و تخریب و حتی بی اعتنایی به میراث فرهنگی یک ملت که هویت ملی است به عنوان جرم بین المللی درآید. او در یکی از این جلسات گفت:
“من با هرگونه مجازات اعدام مخالف هستم، ولی اگر عضو هیات منصفه دادگاهی باشم که یک غارتگر و یا ویرانگر آثار باستانی میهن خودرا محاکمه کند، که به خاطر پول، غفلت و … هویت ملی و میراث عمومی را به بیگانه فروحته و یا از وطن خارج کرده باشد، دست روی قلبم می گذارم و نظر به اعدام او می دهم، زیرا فروش هویت میهن که به همه تعلق دارد و میراث عزیز و مشترکی است بزرگترین خیانت است و در این زمان نمی توان گفت که طمع و یا بی سوادی، نادانی و نیاز مالی باعث این کار شده است. کسی که هویت وطن خود را بفروشد از ارتکاب به خیانت های دیگر باز نخواهد ایستاد. بنابراین، چه بهتر که زنده نباشد.».
ملینا که ۱۸ اکتبر ۱۹۲۳ در آتن متولد و در ۶ مارس ۱۹۹۴ در یک بیمارستان نیویورک درگذشت در زندگی هنری خود هم که پیش از ورود به سیاست به ‌آن اشتغال داشت موفق بود و ستاره فیلمهای معروفی بود. فیلمهای سینمایی معروف، که ملینا در آنها هنرنمایی کرده است عبارتند از:
«یکشنبه ها، هرگز»، «اتوبوسی به نام هوس»، «قانون»، «آخرین قضاوت»، «وعده، در بامدادان»، «او، که باید بمیرد»، «یکبار، کافی است»، «فاتحان»، «توپ کاپی = داستان کاخ سلطنتی عثمانی ها در استانبول» و …. ملینا مرکوری در فستیوال سال ۱۹۶۰ فرانسه، بهترین هنرپیشه سال اعلام شده بود.

مجسمه (Melina mercouri(Mercury در آتن
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
اعدام و زندان، مجازات گویندگان آمریکایی و انگلیسی رادیوهای برلین و توکیو
Mildred Gillars

دهم مارس۱۹۴۹ بانوی آمریکایی «میلدرد گیلارز Mildred Gillars» در یک دادگاه فدرال آمریکا به جرم خیانت به وطن به ۱۲ سال زندان محکوم شد. جرم این بانو که هنگام محاکمه ۴۹ ساله بود این بود که در دوران جنگ جهانی دوم، مدتی گوینده برنامه زبان انگلیسی رادیو آلمان (رادیو برلین) شده بود.
محاکمه پر سر و صدای میلدرد که در ۱۹۰۰ در شهر پورتلند ایالت مین Maine به دنیا آمده و در ۲۵ ژوئن ۱۹۸۸ درگذشت شش هفته طول کشیده و هشتم مارس ۱۹۴۹ پایان یافته و دو روز بعد حکم مجازات وی صادر شده بود. میلدرد در سال ۱۹۴۸ و سه سال پس از سقوط برلین (برلن) و تقسیم و اشغال نظامی آلمان دستگیر و به آمریکا فرستاده شده بود. اتهام او کمک به دشمن و تضعیف روحیه آمریکائیان با پخش مطلب از رادیو برلین بود. میلدرد در جلسات دادگاه گفته بود که او تنها یک گوینده بود و کار گوینده خواندن مطالبی است که به دست او می دهند. نویسنده اخبار و مقالات؛ افراد دیگری بودند و این مطالب قبلا به زبان آلمانی پخش شده و سپس به انگلیسی برگردانده و برای پخش به بخش زبان انگلیسی سازمان رادیو داده می شد که در آنجا چندین نفر کار می کردند از جمله یک تبعه انگلستان.
میلدرد همچنین این مطلب دادیار دادگاه (نماینده دادستان و مدافع کیفرخواست) را که او در جریان تحصیل در یک مدرسه عالی نیویورک به همکلاسی آلمانی خود دلبستگی یافته و به دنبال او به آلمان رفته و ماندگار شده بود یک داستان تخیلی و ماجرای ساختگی جهت برانگیختن ضدیت در اذهان خواند. وی گفته بود که علاقه مندی به کار سینما و بازیگر شدن در فیلم داشت و چون تلاش او در نیویورک به پیروزی نیانجامید برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. هنوز جنگی در کار نبود و او در دوسلدورف به تحصیل موسیقی و هنرهای دراماتیک پرداخت و برای تامین معاش، در ساعات فراغت زبان انگلیسی تدریس می کرد. در این کار بقدری ماهر و معروف شده بود که سازمان برلیتز ویژه آموزش زبانهای خارجی به آلمانی ها اورا استخدام کرد و به برلین برد. در آنجا، رسایی سخن و تکلم کامل کلمات و داشتن لهجه اصیل بر شهرت او افزود و در سال ۱۹۴۰ و ۱۴ ـ ۱۵ ماه پیش از ورود آمریکا به جنگ، در بخش اخبار به زبانهای دیگر به استخدام سازمان رادیو برلین درآمد. می دانید که در وضعیت جنگ، تصمیمگیری و کنترل حیات از دست فرد خارج می شود و جریان جنگ همانند سیل فرد را با خود می برد و گاهی هم به سنگ می کوبد و بنابراین، اراده فرد نقش ندارد.

Iva (tokyo Rose

میلدرد تنها آمریکایی نبود که متهم به چنان اتهامی شده باشد؛ رابرت هنری بست، داگلاس چاندلر، بانو «ایوا تگوری موگ (معروف توکیو رز)» و … اتهاماتی از این دست داشتند و به زندان طولانی محکوم شدند. ایوا گوینده انگلیسی زبان رادیو ژاپن در طول مخاصمه دو دولت در یک دادگاه سانفرانسیسکو به تحمل یک زندان طولانی محکوم شده بود. وی یک بانوی آمریکایی ژاپنی تبار بود. یک دادگاه لندن نیز «ویلیام جویس» گوینده بریتانیایی بخش زبان انگلیسی رادیو برلین را به اعدام محکوم کرد و این حکم اجرا شد.
میلدرد پس از تحمل دوران محکومیت، مقیم ایالت اهایو شد و در یک مدرسه در حومه شهر کلمبوس به تدریس زبان آلمانی مشغول شد، در ۶۵ سالگی بازنشسته و در ۸۸ سالگی درگذشت. در سالهای اخیر، آمریکاییان همکار و یا در معرض سوء ظن به همکاری با القاعده گرفتار همین نوع اتهام شده اند.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ریتینگ Rating (سنجش نظر مخاطبان رادیو ـ تلویزیونها و تعیین «درصد» بیننده و شنونده راضی و ناراضی)
Phillip John Donahue

درکشورهایی که رادیو ــ تلویزیونها غیردولتی هستند و به صورت تجاری عمل می کنند از جمله آمریکا، اگر یگ برنامه ـ هرقدر مهم از نظر فنی و محتوا ـ در ریتینگ Rating (سنجش نظر مخاطبان و تعیین «درصد» بیننده و شنونده راضی و یا ناراضی) نمره کم و خلاف انتظار بیاورد تعطیل خواهد شد، زیرا صاحبان آگهی اجازه نمی دهند اعلانشان در آن برنامه پخش شود.
دهم مارس ۲۰۰۳ «فیل دانهو» روزنامه نگار قدیمی که یک برنامه میز گرد زنده همراه با پرسش و پاسخ تلفنی را در شبکه ام ـ ا س. ان. بی. سی. (متعلق به مایکروسافت و نشنال برادکستینگ کورپوریش ــ آمریکا ) اجرا می کرد و برای یک گروه آگاه با تحصیلات بالا جالب بود اعلام کرد که چون «درصد» بینندگان برنامه او از نصاب معین پایین رفته و به ۳۷۹ هزار تقلیل یافته است، ادامه آن برنامه برای شبکه مقدور نیست و از ۲۸ مارس ۲۰۰۳ تعطیل خواهد شد!. معنای این عمل این است که شبکه ها به خاطر اعلان و در آمد؛ مجبورند سلیقه اکثریت مخاطبان را ملاک قرار دهند و از برنامه های سنگین و همچنین مهم (فرهنگی ــ سیاسی)، صرف نظر از کیفیت تولید که در خور فهم و مطابق سلیقه و پسند اکثریت (عوام الناس) نباشد صرفنظر کنند و اُفت کاررا بپذیرند که این، یک ضعف بزرگ شبکه های تجاری در دهه های اخیر بشمار آورده شده است و این بحث دنباله داررا بوجود آورده است که آیا شبکه های رادیو ـ تلویزیونی باید تجاری و صرفا برای کسب و کار باشند و احیانا تحت نفوذ قرارگیرند و …؟.
در بیشتر کشورها، هنوز شبکه های رادیو ــ تلویزیونی دولتی (عمومی) هستند و هزینه های آنها از محل مالیاتها و عوارض تامین می شود. ایالات متحده هم یک شبکه رادیو تلویزیون عمومی (بدون آگهی تجاری آنچنانی) دارد که غیر دولتی است و هزینه آن ازاعانات مردم و موسسات و کمک های آموزشی ــ فرهنگی دولت تامین می شود. در زمستان ۲۰۱۱ و درجریان صرفه جویی در هزینه های این دولت، قرارشده است که کمک دولتی به آن شبکه مشمول کاهش و یا حذف قراربگیرد.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
روم با پیروزی در جنگ دریایی سال ۲۴۱ پیش از میلاد برکارتاژ (ملل شمال آفریقا)، ابرقدرت شد
روم در جنگ دریایی دهم مارس سال ۲۴۱ پیش از میلاد نیروی دریایی کارتاژ ( قرطاجُنّه ــ شمال آفریقا ) را شکست داد و از آن پس نزدیک به هزار سال آقای مدیترانه بود. این نبرد که به جنگ « ائوگوسا ( جزیره ای در مدیترانه ) » معروف شده است روم را به صورت یک ابر قدرت در آورد.ایران ابر قدرت دیگر جهان وقت بود.
انگیزه جنگ، دست اندازی کارتاژ Carthage به جزایر جنوبی ایتالیا از جمله سیسیل (سیچیلیا) بود. دولت روم در آغاز کار از دادن اعلان جنگ به کارتاژ که برتری دریایی داشت هراس داشت.
بزرگان روم چاره کار را بر وضع مالیات تازه و دعوت از کشتی سازان فنیقی و یونانی برای ساختن کشتی جنگی برای آن دولت دیدند و طولی نکشید که دویست کشتی نظامی از نوع کاملا تازه که هر پاروی آنها را پنج مرد به حرکت در می آوردند آماده شد.
جراثقالهای این کشتی ها می توانست سنگهای بزرگ و گوی شعله ور (آغشته به روغن) را به سوی کشتی های دشمن پرتاب کند و آنهارا به آتش بکشد.
در سینه این کشتی های تازه ساخت همانند کشتی های تانک بر کنونی (تانک لاندینگ) تخته های کشویی بلندی نصب می شد که سربازان پیاده و سوار بتوانند سریعا در ساحل دشمن پیاده شوند و تعرض خودرا آغاز کنند. این تخته های متحرک (پلهای تخته ای) هنگام دریانوردی بر دو بدنه کشتی بسته می شد و پس از نزدیک شدن به ساحل به قسمت سینه کشتی انتقال می یافت که در عین حال از اصابت تیر به سربازان تا توقف کشتی در آبهای کم عمق جلوگیری کند.
باید دانست که بیشتر مردم کارتاژ را مهاجران قدیمی فنیقی (سوریه و لبنان امروز) تشکیل می دادند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
داستان فروش دو میلیون کیلومتر مریع متصرفات فرانسه در آمریکای شمالی به ۱۵ میلیون دلار به دولت ایالات متحده!
دهم مارس ۱۸۰۴ و در شهر سن لوئی آمریکا St. Louis – Missouri مراسم تحویل مالکیّت دو میلیون و ۱۴۷ هزار کیلومتر مربع از اراضی آمریکای شمالی (تقریبا یک و نیم برابر وسعت ایران) از شیکاگو تا نیوارلئان ـ از جانب دولت فرانسه به دولت ایالت متحده (دولت واشنگتن) برگزار شد. تا آن زمان طرفین رود می سی سی پی و قسمت های میانی آمریکای شمالی تا دریاچه میشیگان متعلق به فرانسه بود. بخش غربی متصرفات فرانسه و فلوریدا (جنوب شرقی) هم تا نیمه قرن نوزدهم وابسته به اسپانیا و مکزیک بود و دولت واشنگتن تنها مناطق ۱۳ گانه انگلیسی نشین شرق و شمال شرقی را در کنترل داشت.
توماس جفرسون رئیس جمهور وقت که در جریان اوضاع فرانسه (به دلیل اقامت نسبتا طولانی قبلی در پاریس) قرارداشت و می دانست که ناپلئون برای ادامه جنگهایش به پول نیاز دارد آمادگی دولت فدرال ایالات متحده برای دادن وام به فرانسه را به او اعلام کرده بود و چون این وامها از سه میلیون و ۷۵۰ هزار دلار طلا گذشت به ناپلئون اشاره خرید متصرفات فرانسه در آمریکای شمالی را داد که در قرن هجدهم به نام لوئی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه به «لوئیزیانا» اسمگذاری شده بودند. ناپلئون که توجه به متحد کردن اروپاییان قاره ای (بدون انگلستان) زیر پرچم خود داشت و اهمیت آمریکا درآینده را نمی توانست پیش بینی کند حاضر به فروش شد و پس از چانه زنی، لوئیزیانای فرانسه که اینک ۱۴ ایالت آمریکارا از مونتانا و داکوتاها تا میسوری و اوکلاهما تشکیل می دهند به ۱۵ میلیون دلار به دولت واشنگتن فروخته شد که پس از کسر بدهی، دولت فرانسه ۱۱ میلیون و ۲۵۰ هزار دلار دریافت کرد و یکشبه وسعت ایالات متحده بیش از دو برابر شد که بعدا فلوریدا را از اسپانیا و آلاسکا را از روسیه خریداری و ضمیمه قلمرو خود کرد. در نیمه قرن نوزدهم با یک رشته جنگ، مکزیک را از غرب و جنوب بیرون راند و دارای هشت ایالت تازه شد. دهم مارس ۱۸۴۸ قرارداد گوادولوپ ـ هیلداگ [که توسط وزیران امور خارجه مکزیک و آمریکا تنظیم و امضا شده بود] به تصویب رسید و مناطق متصرفه ازجمله کالیفرنیا، آریزونا، نیومکزیکو، نوادا، کلرادو و جنوب تکزاس از آن ایالات متحده شدند.
پس از تحویل متصرفات فرانسه به دولت واشنگتن، این دولت برای راضی نگهداشتن فرانسویان ساکن نیوارلئان و جلوگیری از اعتراض آنان، نام لوئیزیانا را بر مناطق اطراف آن بندر بزرگ گذارد که یکی از ایالات آمریکاست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایجاد لژیون خارجی فرانسه و رونق دوباره مِرسِنری در دوران معاصر
یک گارد سویسی واتیکان

دوازدهم مارس ۱۸۳۱ لوئی فیلیپ رئیس وقت کشور فرانسه یک نیروی نظامی مرکب از داوطلبان خارجی به نام لژیون خارجی فرانسه که نوعی سپاه مِرسنِر (اصطلاحا؛ مزدور) است ایجاد کرد. «الجزایر» بعدا محل استقرار این لژیون تعیین شد. قراربود از این لژیون در مستعمرات و کار استعمار استفاده شود که بعدا در جنگهای جهانی اول و دوم هم شرکت داده شدند. برای ورود به این لژیون به «پیشینه متقاضی ـ هرچه که بود» توجه نمی شد!.
تاریخ مِرسنِری طولانی است و از یونان باستان آغاز می شود. در قدیم، افراد با هدف غارت و چپاول مغلوبین و یا دریافت سهمی از غنیمت و در قرون معاصر صرفا به خاطر تامین معیشت و یا دریافت امتیازهایی از قبیل تبعه شدن و … به استخدام ارتشهای خارجی درمی آیند. گارد واتیکان از مرسنرهای سویسی تشکیل شده است. در دهه های اخیر، در کشورهایی که قانون نظام وظیفه عمومی ندارند و داوطلب برای استخدام در نیروهای مسلح کم است؛ اجیر شدن برای جنگیدن و امور نظامی باردیگر رو به افزایش گذارده است؛ به عبارت دیگر مِرسنِری دوباره رونق گرفته و برای این کار [مقاطعه کاری جنگ] حتی کمپانی های بزرگ تاسیس شده است که یکی از آنها کمپانی «بلک واتر Black water» در آمریکاست که داستانی طولانی دارد و افراد مسلح به عراق و افغانستان و … فرستاده است.

چند مرد مسلح کمپانی آمریکایی «بلک واتر» هنگام فعالیت در یک خیابان بغداد در سال ۲۰۰۷
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتشار «دلار کاغذی» و …
دهم مارس ۱۸۶۲ به تصمیم دولت فدرال آمریکا برای نخستین بار در این کشور دلار کاغذی رایج شد. در آن زمان آمریکا دارای دو دولت بود که با هم در جنگ و ستیز بودند. دلارهای کاغذی که به صورت اسکناسهای ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰ دلاری انتشار یافته بود در ایالات شمالی (فدراسیون آمریکا) در اختیار مردم قرارگرفت و چون جنگ داخلی در جریان و حالت فوق العاده برقرار بود؛ مخالفت زیادی در برابر این اقدام دولت که برای تامین هزینه جنگ نیاز به پول فراوان داشت و طلای کافی موجود نبود ابراز نشد. ایالات جنوبی (کنفدراسیون آمریکا) هم برای خود به انتشار دلار کاغذی دست زدند که از ۵۰ دلاری شروع می شد. دلار کاغذی پس از جنگ داخلی امریکا که در ۱۹۶۵ پایان یافت اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که با پایه محاسبات مالی قرار گرفتن آن پس از جنگ جهانی دوم، عامل قدرت آمریکا شده است. دولت آمریکا بعدا (۴۲ سال پیش) طلا را از پشتوانه دلار حذف کرد و دست آن برای چاپ و انتشار دلار ـ به هر میزان ـ باز شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ژنرال گرانت فرمانده نیروهای فدراسیون آمریکا شد ـ اشاره به جنگهای داخلی این کشور و خودداری قدرتهای وقت از مداخله، و تغییر روش در دنیای معاصر
Gen. Ulysses Grant

ابراهام لینکلن رئیس جمهوری وقت آمریکا دهم مارس سال ۱۸۶۴ میلادی و در جریان جنگ داخلی این کشور ژنرال یولیسس گرانت Ulysses Grant را به فرماندهی کل نیروهای اتحادیه (فدراسیون آمریکا) منصوب کرد و جنگ در اپریل ۱۸۶۵ با پیروزی نیروهای فدراسیون آمریکا (شمالی ها) بر نظامیان کنفدراسیون آمریکا (جنوبی ها) پایان یافت . ژنرال گرانت چند سال بعد به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا انتخاب شد.
این جنگ برادرکشی که ۴ سال (از ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵) طول کشید جمعا ۶۱۷ هزار کشته، تلفات داشت. جمع مجروحان ۴۱۲ هزار تن گزارش شده است. در طول جنگ، شمار نیروهای شمال دو میلیون و دویست هزار تن و شمار نیروهای جنوب یک میلیون و ۶۵ هزار نفر بود.
در پی جنگ خونین چهار ساله داخلی آمریکا کسی مجازات نشد و به همین دلیل کینه ها سریعا پایان یافت. از این روش ۱۳۰ سال بعد، و پس از انتقال قدرت در اتحادیه افریقای جنوبی به اکثریت سیاهیوست استفاده شد و در این کشور هم کسی به خاطر کارهای گذشته اش با اجرای برنامه «اعتراف کن، پوزش بخواه و بخشوده شو» مجازات نشد.
در جنگ داخلی آمریکا فرماندهی نیروهای کنفدراسیون را ژنرال «رابرت لی» برعهده داشت که پس از جنگ یک دانشگاه تاسیس کرد که هنوز به نام او باقی است. نام ژنرال لی برغم شرکت در جنگ داخلی و شکست، بر بزرگراهها و تالارهای متعدد گذارده شده است. جنگ داخلی آمریکا ثابت کرد که کشورهای صنعتی بر کشورهای کشاورزی برتری نظامی دارند. درجریان جنگ داخلی، ایالات شمالی آمریکا صنعتی و ایالات جنوبی کشاورزی بودند. در این جنگ، برغم تقاضای جنوبی ها که عمدتا مهاجران انگلیسی بودند دولت انگلستان به حمایت از آنها مداخله نکرد.
تا دهه های اخیر دولتها می کوشیدند که در منازعات داخلی ملت دیگر مداخله علنی نکنند که دیدیم در جریان مناقشات لیبی، سران دولتهای فرانسه،انگلستان، ایتالیا و آمریکا و وزیران امور خارجه این دولتها چندبار علنا و صریحا از معمر قذافی خواستند که از قدرت دست بکشد و از لیبی (وطن خود) خارج شود و اشاره کردند که ممکن است به کمک مخالفان قذافی نیروی نظامی بفرستند و منطقه «پرواز ممنوع» در آسمان لیبی برقرار کنند [که فرستادند و رژیم اورا منهدم ساختند]. این دولتها کشتی جنگی نیز به نزدیکی آبهای لیبی فرستادند ـ چنین وضعیتی قبلا و در طول تاریخ سابقه نداشت. [حال آنکه در قوانین کیفری کشورهای اروپای غربی و ایالات متحده، تحریک علنی به شورش بر ضد دولت جرم شناخته شده است و Sedition عنوان دارد]. جیمی کارتر در سال ۱۹۷۸ و در جریان انقلاب ایران به شکلی بسیار محرمانه به شاه توصیه کرده بود که در آن شرایط بهتراست از ایران خارج شود.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مولوتوف، نظرات و اندرزهایش
«ویاچسلاو مولوتوف Vyacheslav Molotov» که در سه دهه حساس از قرن بیستم بازیگر اصلی صحنه سیاست جهان بود و طراحی قرارداد عدم تجاوز آلمان و روسیه، تقسیم لهستان، تعرض به فنلاند و … ازجمله کارهای او بود نهم مارس ۱۸۹۰ در روسیه به دنیا آمد. وی که دهها سال رئیس دیپلماسی روسیه بود در کار خود به قدری خشن بود که فنلاندی ها بمب های دست ساز (عمدتا بنزینی) را کوکتل مولوتوف (مهمانی عصرانه مولوتوف) نام گذارده اند که جهانی و وارد لغتنامه ها شده است. خروشچف مولوتوف را از مقام دولتی و حزبی برکنار کرد ولی برژنف بازگردانید و چرننکو در دوران کوتاه رهبری خود با او مشورت می کرد. مولوتوف که از فعالان انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ بود در ۹۶ سالگی در سال ۱۹۸۶ درگذشت و برخی از رسانه ها بمناسبت یکصد و بیستمین زادروز او چند مورد از اندرزها و نظراتش را منتشر کرده اند از جمله:
ـ بزرگترین شکست ما (روسها) که زیربنای شکست های دیگر است این بوده است که نتوانستیم روزنامه نگار خوب بوجود آوریم.
ـ چین (نه روسیه) تنها امید جهانیان است.
ـ سلاح اتمی مانع از جنگ جهانی دیگری خواهد شد ولی نه جنگهای محلی و حتی منطقه ای.
ـ سلاح اتمی بود که آمریکا را ابرقدرت و امپریالیست کرد.
ـ آمریکا که با جنگ ساخته شده بدون جنگ نمی تواند قدرت خودرا حفظ کند.
ـ بقای ایالات متحده در این بوده است که در اینجا، تفاوت ثروت زیاد ولی اختلاف طبقاتی و خودنمایی (افاده) بسیار کم است.
ـ هر فارغ التحصیل دانشگاه یک مخالف جامعه طبقاتی است و تا اختلاف طبقاتی وجود داشته باشد انسانها از آرامش برخوردار نخواهند شد.
ـ ادامه زورگویی و ستمگری باعث احیاء آنارشیسم (امروزه اصطلاحا: تروریسم) می شود.

دو عکس تاریخی: عکس بالا، مولوتف را در سال ۱۹۴۰ با هیتلر و عکس پایین، اورا در سال ۱۹۳۹ با Von Ribbentrop وزیر امور خارجه رایش سوم (آلمان زمان هیتلر) نشان می دهد ـ اگر هیتلر اشتباه نکرده و به دوستی خود با مسکو ادامه داده بود اینک جهان چهره دیگری داشت و تاریخ بشر مسیری دیگر را طی می کرد
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جنجال سکس مقامات در آمریکا ـ فرماندار نیویورک براین فهرست افزوده شد ـ درسی عبرت برای آنان که مقام عمومی دارند
Eliot Spitzer و زنش Silda

به گزارش دهم مارس ۲۰۰۸ رسانه های آمریکا، «الیوت اسپیتسرEliot Spitzer» حقوقدان و فرماندار انتخابی ایالت ۱۹ میلیونی و ۱۴۱ هزار کیلومتر مربعی نیویورک سیزدهمین دولتمرد و سیاستمدار آن کشور بود که بر فهرست «جنجال سکس» اضافه شده بود. رسانه های آمریکا دهم و یازدهم مارس ۲۰۰۸ این گزارش را در صدر اخبار خود قرارداده و طبق روال، تا مدتی به این کار و پرداختن به گزارش های مربوط ادامه داده بودند. به نظر جامعه شناسان، تعقیب ژورنالیستیک این قبیل گزارش ها؛ اگر برای مقامات دیگر عبرت آموز واقع شود مفید خواهد بود. مرور زمان نشان داد که جنجال سکس پیرامون دولتمردان و سیاستمداران آمریکایی بعدا هم ادامه داشته است.
به گفته یک صاحبنظر که اظهاراتش درباره «جنجال سکس»، دهم مارس ۲۰۰۸ منعکس شده بود، این وضعیت می رود تا فصلی از تاریخ ایالات متحده را تشکیل دهد. همه این مقامات آمریکایی که اخیرا نامشان در ارتباط با سکس برده شده است؛ از سناتور، نماینده مجلس، فرماندار ایالت، شهردار تا یک مقام ارشد وزارت امور خارجه ـ اتفاقا از جمله کسانی بوده اند که بیش از دیگران دم از تقبیح فعالیت های جنسی خارج از چارچوب خانواده را زده بودند و این قبیل اعمال را بکرّات محکوم کرده بودند و بیشترشان نیز جمهوریخواه (محافظه کار) و حامی تحکیم بنیاد خانواده بشمار می رفتند.

چند سال پبش یک مجله این عکس را پشت جلد خود چاپ کرده و الیوت و سیلدا را زن و شوهری علاقه مند به یکدیگر و به همین سبب موفق خوانده بود

الیوت اسپیتسر (متولد دهم ژوئن ۱۹۵۹) که خانواده اش از یهودیان اتریش بوده که به آمریکا مهاجرت کردند سالها دادستان نیویورک و از مبارزان با فحشاء بود. وی که از هاروارد دکترای حقوق گرفته است دهم مارس ۲۰۰۸ پس از انتشار ماجرا در رسانه ها، در کنار زنش «سیلدا» در برابر میکروفن قرار گرفت و بدون ردّ اتهام، از عمل خود ابراز تاسف کرد و گفت که تاسف او بیشتر از این بابت است که خودش ناقض ارزشهایی بوده است که آنها را آموزش و ترویج می داد.
کشف این ماجرا نیز جالب و شنیدنی است. در آمریکا، سازمان مالیات بردرآمد از راههای مختلف و در صورت لزوم کنترل حسابهای بانکی، درآمد و هزینه افراد را زیر نظر می گیرد تا تقلبی روی نداده باشد. این اداره در بهار ۲۰۰۸ متوجه جا به جایی و برداشت های متعدد نقدی از حساب اسپیتسر می شود ـ (درآمریکا پرداختها، حتی اگر خیلی کوچک باشند با چک و یا کردیت کارت انجام می شود و حمل مبلغ قابل ملاحظه اسکناس به ندرت دیده شده است، و اسکناس معمولا توسط توریست ها که حساب بانکی در آمریکا ندارند و یا در معاملات غیرقانونی از قبیل خرید و فروش مواد مخدّر بکار می رود). سازمان مالیات بردرآمد (آی. آر. اس= IRS) سوء ظن خود درباره برداشت های نقدی بزرگ از حسابهای الیوت اسپیتسر را با پلیس امنیت داخلی (اف.بی.آی) در میان می گذارد و پلیس حقیقت را کشف و متوجه می شود که فرماندار نیویورک و مبارز شمار یک با فحشاء که به «آقای تمیز و پاکیزه = Mr. Clean» هم شهرت داشته با داشتن همسر و سه دختر، مشتری یک مرکز تامین و معرفی زن برای خوشگذرانی بوده و برای این کار حتی رنج سفر مکرر به شهر واشنگتن را برخود هموار می کرد. این مرکز در زیر نام «کلوب …» کار «کال ـ گرل» انجام می داد. الیوت در این کلوب به «مشتری شماره ۹» شهرت داشت و مکالمه تلفنی دختری از اعضای این مرکز به نام «کریستن (اشلی)» دست کم یک بار ضبط شده که نگران بوده «الیوت» مایل به استفاده از وسیله جلوگیری از انتقال بیماری مقاربتی، هنگام انجام سکس نیست. پلیس مربوط جزئیات کار و حتی مبالغ خرج شده را به دست می آورد و … که رقم آن بیش از هشتاد هزار دلار بود! (درآمد الیوت در سال ۲۰۰۶ یک میلیون و نهصد هزار دلار گزارش شده، زیرا که علاوه بر مواجب دولتی، دارای درآمد مستغلات است).

الیوت با زن و سه دخترش

فشار برای وادار کردن الیوت اسپیتسر به کناره گیری از سمت دولتی هرروز افزایش می یافت، زیرا که به باور اعضای مجالس ایالتی نیویورک، با جنجال رسانه ها، دشوار بود که بتواند به عنوان فرماندار سومین ایالت بزرگ آمریکا به کارعادی خود ادامه دهد. حتی اعضای جمهوریخواه مجالس مقننه ایالت نیویورک مستقر در شهر آلبانی گفته بودند که اگر کناره گیری نکند او را به ایمپیچمنت (Impeachment) خواهند کشانید. این جمهوریخواهان استدلال کرده بودند که عیاشی های الیوت وقتگیر بوده و درنتیجه برای ایالت «کمکاری» شده که قابل تعقیب قضایی است!. سرانجام الیوت ظهر ۱۲ مارس ۲۰۰۸ کناره گیری خود را از سمت فرمانداری ایالت نیویورک اعلام داشت و معاون او «دیوید پاترسون» سیاهپوست دو رگه، دادیار سابق که دید چشمش کافی نیست (قانونا نابینا است Legally Blind یعنی دید چشم او بیش از ده درصد نیست) برجایش نشست. در فوریه و مارس ۲۰۱۰ رسانه های آمریکا ازجمله نیویورک تایمز درباره پاترسون David A. Paterson دست به افشاءگری زدند از نوع خفیف جنجال سکس، گرفتن بلیت رایگان مسابقه ورزشی برای پسرش و نقض اصول اخلاقیات اداری. این سر و صدا سبب شد که پاترسون (دمکرات) اعلام کند که در انتخابات فرمانداری نیویورک شرکت نخواهدکرد و به این ترتیب فرمانداری او به کمتر از یک دوره کامل محدود شد.

David A. Paterson

الیوت در سال ۲۰۰۶ با ۶۹ درصد آراء فرماندار این ایالت مهم آمریکا شده بود. الیوت اسپیتسر در طول فرمانداری خود از خاصه خرجی ها و بذل و بخشش هایی که در بورس سهام نیویورک (وال استریت) صورت می گیرد انتقاد کرده و تا حدی هم موفق به کاهش آنها شده بود. بنابراین، در آنجا مخالفانی داشت و باید احتیاط می کرد و خود را به داشتن رابطه با ” Call Girl” آلوده نمی کرد.
اشلی Ashley متولد سپتامبر ۱۹۸۵ ـ دختری که باعث به دام افتادن الیوت شده بود بعدا حاضر به مصاحبه مطبوعاتی شد و گفت نادختری یک پزشک جراح دهان و دندان است و چون اراده کرده بود که به نیویورک برود، زندگانی مستقل داشته باشد و در اینجا رشته هنر و موسیقی تحصیل کند و هزینه زندگی کردن در نیویورک سنگین بود موقتا به کار در کلوب پرداخته بود که گمان می کرد تنها یک اسکورت سرویس معمولی است. او نمی خواست که تحمیل بر ناپدری و نیز پدر اصلی خود که هر دو از طبقه متوسط جامعه هستند بشود و ….

Ashley

دوازده دولتمرد و سیاستمدار دیگر که تا مارس ۲۰۰۸ رسانه ها در جنجال سکس از آنان نام برده بودند رفتاری از این دست داشته و برخی از آنان با دختران و پسران کارآموز اداری (بسیار جوان) ارتباط داشتند. تنها یکی از آنان و آن هم به این دلیل که من باب رشوه، برای او بساط خوشگذرانی می گستردند زندانی شد. برخی از این مقامات ـ پس از افشاء ماجرا ـ از سمت خود کناره گیری کردند. شبکه تلویزیونی «ای بی سی» در مارس ۲۰۰۸ عکس آنان را در کنار هم منتشر کرده بود و عکس بیل کلینتون رئیس جمهور پیشین را هم بر فهرست افزوده بود.
عکس برخی از مقامات آمریکایی که در جریان «جنجال های سکس» اخیر منتهی به مارس ۲۰۰۸ نام آنان برده شده بود در زیر دیده می شود. این عکس ها بارها ضمن گزارش های مربوط به سکس در رسانه های آمریکا انتشار یافته بود. یکی از آنان به نام سناتور کرگ پس از نخستین اعتراف و گرفتن اغماض از قاضی، اتهام را رد کرده که پرونده به دادگاه استیناف ارجاع شده است:

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای ۱۰ مارس
  • ۴۱۸:   امپراتوری روم یهودیان را از داشتن مشاغل دولتی محروم کرد.
  • ۱۵۷۲:   به دستور الیزابت اول دراین روز «توماس هووارد» امیر منطقه نورفک انگلستان به جرم خیانت گردن زده شد.
  • ۱۶۲۴:   انگلستان به امپراتوری اسپانیا اعلان جنگ داد.
  • ۱۶۲۵:   چارلز اول پادشاه وقت انگلستان به اعضای پارلمان این کشور که حاضر به وضع مالیات تازه نبودند گفت بروید و یازده سال دیگر بیایید؛ تا آن زمان به شما نیازی تیست.
  • ۱۹۴۵:   امپراتوری ژاپن که تمامی شبه جزیره هندوچین را تصرف کرده بود یکی پس از دیگری به کشورهای پنجگانه این منطقه که قبلا مستعمره فرانسه و انگلستان بودند استقلال داد و این کار را از ویتنام شروع کرد.
  • ۱۹۸۵:

    کنستانتین چرننکو Konstantin U. Chernenko رهبر ۷۳ ساله شوروی پس از ۱۳ ماه حکومت بر این جماهیریه درگذشت.

روزنامک (تاریخ جاری)
انحطاط بشر: مامور پلیس راه شوهرش را در اتومبیل کشت!
بانو تومیه کیا جانسون Tomiekia Johnsonیکی از ماموران پلیس راه ایالت کالیفرنیا که شوهر ۳۱ ساله اش مارکوس لمونزMarcus Lemons را در اتومبیل و در حال رانندگی کشته بود، دیروز ـ ۹ مارس ۲۰۱۲ ـ در یک دادگاه این ایالت مجرم شناخته شد و قاضی گفته است که اورا به ۵۰ سال زندان محکوم خواهد کرد.
ازدواج بانو جانسون که ۳۲ ساله است با مارکوس دیری نپاییده بود. مارکوس در کنار زنش، تومیه کیا در اتومبیل نشسته بود، اتومبیل در بزرگراه شماره ۹۱ حرکت می کرد که تومیه کیا با تپانچه خود یک گلوله به مغز او شلیک کرد. از آنجا که تومیه کیا برغم پلیس بودن و مکلف به راستگویی حاضر به گفتن جریانی که در اتومبیل میان او و شوهرش گذشت نشده است، واقعیت امر و انگیزه قتل همچنان در پرده ابهام باقی مانده است. تومیه کیا گفته است که شوهرش قصد داشت از داخل کیف او تپانچه را بردارد و اورا بکشد که وی پیشدستی و از خود دفاع کرد. ولی کارآگاهان پلیس این ادعارا باور ندارند و می گویند که قتل در خروجی بزرگراه (رامپ) روی داد که در چنین محلی که نیاز به دقت در رانندگی است اگر کشمکش صورت گرفته بود اتومبیل از راه خارج می شد و …
هیات منصفه این استدلال کارآگاهان پلیس و گزارش بازپرس را پذیرفت و رای به مجرم بودن تومیه کیا داد.

بانو جانسون در لباس ناریجی زندان، در کنار وکیل مدافعش در دادگاه و در جشن عروسی اش با مارکوس (مقتول)
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.

بازدید کننده گرامی : شما هم اکنون این خبر را در شبکه خبری تحلیلی استادنیوز مشاهده میکنید

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد