مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز ۸ مارس

 

ایران
شورش اصفهانی ها برضد ظل السلطان
مسعود میرزا ظل السلطان

در این روز دراسفند ماه ۱۲۸۵ مردم اصفهان که از دیر زمان بر ضد ظل السلطان والی این خطه شورش کرده بودند در تلگرافخانه شهر متحصن شدند و اعلام کردند که تا محمد علی شاه قاجار پاسخ تلگرام آنان را ندهد و ظل سلطان ( مسعود میرزا ) را عزل نکند تلگرافخانه را ترک نخواهند کرد. اصفهانی ها ظل سلطان را متهم به ظلم و تعدی و رفتار استبدادی کرده بودند.
شورش اصفهانی ها از ۱۶ اسفند ماه شدت یافته بود. محمد علی شاه که سرگرم تعیین ولیعهد و بر گزاری مراسم مربوط بود دادن پاسخ به تلگرام اصفهانی ها را به تاخیر انداخته بود . این تعلل باعث شد گروهی از اصفهانی ها که به ستوه آمده بودند در کنسولگری انگلستان در آن شهر متحصن شوند . در آن زمان تحصن در سفارتخانه انگلستان در تهران و کنسولگری های این کشور در شهرها تشویق می شد تا وسیله مداخله هرچه بیشتر انگلیسی ها فراهم شود ، مقامات بالای کشور بیشتر بترسند . از زمان امضای قرارداد سال ۱۹۰۷ سن پترز بورگ ( تقسیم ایران به مناطق نفوذ میان روسیه و انگلستان) کار تحصن تشویق بیشتری می شد و مردم بی خبر ازسیاست ، فریب می خوردند که اقدام آنان مغایر منافع وطن بود.
سرانجام ۲۵ اسفندماه محمد علی شاه ظل سلطان را از حکومت اصفهان برداشت و بعدا اورا حاکم فارس کرد و شورش اصفهانی ها پایان یافت.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تصویب قانون شورای عالی معارف و داستان مدارس مختلط ـ انتقال کار صدور پروانه نشریات از شورای عالی فرهنگ به هیات نظارت و پیدایش مسئله
در این روز در سال ۱۳۰۰ قانون تاسیس «شورای عالی معارف» که بعدا به شورای عالی فرهنگ تغییر نام داد از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و اختیار تنظیم و تصویب آیین نامه های مدارس و موسسات فرهنگی و هنری، تاسیس مدارس تازه، صدور پروانه نشریات، دادن نشان و مدال فرهنگی و مراقبت و حفاظت از آثار ملی به آن واگذار شد.
این شورای مهم پس از تاسیس وزارت علوم در دهه ۱۳۴۰و بعدا وزارت فرهنگ و هنر به سه شورای عالی تقسیم شده بود. پیدایش «مسائل!» در زمینه دادن پروانه انتشار نشریه، توقیف و لغو پروانه نشریات در ایران از این زمان است که اختیار شورای عالی معارف (شورای عالی فرهنگ) به هیات نظارت بر مطبوعات داده شده است که اینک جز یک عضو آن (نماینده مدیران جراید)، اعضای دیگر نمایندگان سه قوه حکومتی و نماینده حوزه علمیه (حوزه تدریس الهیات) هستند. بارها ایراد گرفته شده است که ترکیب این هیات مغایر اصل تفکیک قوا است که ذاتا مطبوعات قوه چهارم یک دمکراسی هستند. [قضاوت در این زمینه برعهده تاریخ است]. شمار کمی از کشورها دارای قانون مطبوعات هستند. در کشورهای فاقد قانون مطبوعات، این امور در دست اتحادیه های صنفی مربوط است. برای مثال؛ درایالات متحده انتشار نشریه حتی از سوی خارجیان فاقد کارت اقامت آزاد است و منعی ندارد. در این کشور برای انتشار نشریه ازجمله روزنامه نیازی به داشتن پروانه نشر نیست و حتی لازم نیست که قبلا در این زمینه با دولت فدرال و یا دولتهای محلی مشورت شود. قراردادن صندوق های سکه ای فروش نشریه در چهارراهها و مراکز پُر رفت و آمد هم آزاد است و این صندوقها توسط پلیس شهر محافظت ویژه می شوند.
شورای عالی معارف پیشنهاد دهنده قانونی به نام «قانون اساسی معارف» بود که پایه همه آیین نامه های فرهنگی و آموزش و پرورش کشور قرار گرفته است.
در یکی از مواد «قانون اساسی معارف» ایران تصریح شده است که «… مدارس ذکور برای پسران و مدارس اناث برای دختران …» که مراد از آن، منع تاسیس مدرسه مختلط در ایران بوده که این ماده از دهه ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۵۷ عملا رعایت نمی شد. طبق صورتجلسات شورای آموزش و پرورش تهران (۱۳۴۸ تا ۱۳۵۵)، محمود عاطفی نماینده انتخابی مدیران مدارس متوسطه در این شورا بارها به استناد این ماده، تاسیس مدارس راهنمایی تحصیلی مختلط را غیر قانونی خوانده بود که به آن اعتنا نشده بود.
علی اکبر دهخدا (۱۸۷۹ – ۱۹۵۶)، دکتر امیر اعلم، ذکاء الملک فروغی، محمد تدین، مجیر شیبانی و غلامحسین رهنما از جمله اعضای نخستین دوره شورای عالی معارف ایران بودند.

تمبر پستی یادبود دهخدا
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مطلقه شدن ثریا ـ انتقاد مطبوعات اروپا و استدلال یک مقام دولتی ایران و استناد او به قرآن و دستخط روحانیون در ردّ این انتقادها
ثریا

در پی جلسه مشورتی ۲۷ بهمن ماه ۱۳۳۶ و جلسات دهم، هفدهم و نوزدهم اسفند این سال مرکب از شاه و تنی چند از رجال وقت و یک بزرگ از ایل بختیاری تصمیم به طلاق ثریا اسفندیاری بختیاری دومین زن شاه گرفته شد و اعلامیه مربوط صادر گردید که در آن دلیل طلاق، فرزنددار نشدن ثریا و نیاز به ولیعهد برای شاه ذکر شده بود.
ثریا از مدتها پیش از آن نزد مادر آلمانی خود در این کشور بسر می بُرد. طلاق در تهران انجام گرفت و اسناد مربوط در نیمه فروردین ۱۳۳۷ در آلمان به ثریا ابلاغ شد و وی ۴۲ سال بقیه عمر خود را بدون شوهر زندگی کرد تا اینکه در پاریس درگذشت.
پس از انجام طلاق طولی نکشید که شاه با فرح دیبا که قبلا یک دانشجوی ایرانی مدارس عالی فرانسه بود ازدواج کرد. شاه پیش از ازدواج با ثریا، بانوی قبلی خود ـ فوزیه، شاهزاده خانم مصری و مادر دختر بزرگش شهناز را طلاق گفته بود. فوزیه نیز به همان صورت از تهران به قاهره بازگشته بود و در آنجا ماندگار شده بود. علت طلاق او «ناسازگاری هوای تهران!» بیان شده بود.
مطبوعات اروپا در مارس ۱۹۵۸ (اسفند ماه ۱۳۳۶ و فروردین ۱۳۳۷) ـ از ظن خود ـ درباره طلاق غیابی ثریا و اینکه قبلا رضایت وی به طلاق جلب نشده بود مطالب متعدد انتشار داده بودند که یک مقام ایرانی وقت در پاسخ، آنهارا بی اطلاع از قوانین ملی و مذهبی کشورها خوانده و گفته بود که یک زن با اطلاع از قوانین و رسوم و فرهنگ کشور خود قرارداد نکاح را امضا می کند و اگر این قوانین مذهبی و ملی را قبول نداشته باشد، در قلمرو این ضوابط اجبار به ازدواج ندارد. زن و مرد در هرکشور، عالما و عامدا قرارداد نکاح را با حضور عاقد و شهود امضا می کنند و در نتیجه اجباری در کار نیست و اگر شرایط و مقررات حاکم بر قرارداد نکاح را قبول نداشته باشند می توانند آن قرارداد را امضاء نکنند و …. به علاوه، در ایران همانند کشورهای اسلامی دیگر برای بانوان «مهر» قرارداده شده و واجب النفقه هستند و تاکنون مشاهده نشده است که یک مرد گفته باشد پرداخت مهر (تعهد دادن مالی از آن خود به زن که قابل تبدیل به پول باشد و «زن» قبلا مبلغ آن را تعیین و پیشنهاد می کند تا به زوجیت آن مرد درآید و این بدهی «حال» است و نیز نفقه کامل (که این دو به آن صورت در کشورهای مسیحی و … وجود ندارد) تبعیضی نسبت به هر شوهر است و استدلال های دیگر. نفقه کامل (طبق قانون ایران) این است که مرد طبق شئونات خانوادگی زن و حتی اگر در آن فامیل گسترده، داشتن کلفت و نوکر و شوفور مرسوم باشد باید آنها را تامین کند و عجز و خودداری از تامین آن به زوجه ای که تمکین از شوهر کند به صدور حکم طلاق و نیز مجازات حبس برای مرد منجر می شود و اینها امتیاز زن در ایران و جهان اسلام است. در مذهب کاتولیک هم طلاق عملی ممنوعه است و در یک کشور پیرو این ضوابط مذهبی، زن و مرد پس از ازدواج که کشیش مربوط در برابر جمع آنان را برای همه عمر زن و شوهر اعلام می دارد بعدا منطقا نباید بگویند که زندانی مادام العمر یکدیگر شده اند. در قرآن مجید که قانون اساسی اسلام و کلام خداوند است، طلاق از ایقاعات و در دست شوهر قرار داده شده است، البته طبق شرایطی هم زوجه می تواند درخواست طلاق کند.
این مقام ایرانی همچنین اصل و ترجمه آیات مربوط در قرآن و نیز دستخط چند روحانی بزرگ ایرانی، عراقی، پاکستانی و … را به مطبوعات اروپایی داده بود تا اطمینان یابند که امر طلاق در دنیای اسلام در دست شوهر و یک ایقاع (یکجانبه) است و هشدار داده بود که در مسائل دینی بدون مشورت با آگاهان، مطلب ننویسند و مخاطبان را گمراه نکنند.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلامیه میرحسین موسوی برای ورود به مسابقه های انتخاباتی خرداد ۱۳۸۸ به عنوان یک نامزد ریاست جمهوری
میرحسین

میرحسین موسوی پس از چندماه «بررسی شرایط» دهم مارس ۲۰۰۹ (۲۰ اسفند ۱۳۸۷) ورود خود به صحنه مسابقه های انتخاباتی ریاست جمهوری را که سه ماه بعد از آن برگزار می شد اعلام کرد.
میرحسین موسوی نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۹۸۱ تا سال ۱۹۸۹ در اعلامیه نامزدشدن در انتخابات گفته بود که شرایط و وضعیت، بازگشت اورا به صحنه سیاسی کشور ایجاب کرده است. با اینکه در موسم هر انتخابات نام موسوی ـ آخرین نخست وزیر ایران ـ به عنوان یک نامزد احتمالی به میان آمده بود در ۲۰ سال قبل از آن از ورود به صحنه خودداری کرده بود. وی در اعلامیه بازگشت به سیاست نوشته بود که همان دلایل و عواملی که درگذشته مانع از ورود به انتخابات می شد اینک اورا متقاعد کرده است که این زمان، زمانی دیگر است و حضورش را ایجاب می کند. وی در اعلامیه اش نوشته بود که برای این تصمیگیری مهم، «حوادث ممکن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نکات خرد و کلان دیگر را مورد دقت و مدّ نظر قرارداده است».
میرحسین ۶۷ ساله که پیش از نخست وزیر شدن مدتی هم وزیر امور خارجه بود در اعلامیه خود همچنین تاکید کرده بود که به امید ادای وظیفه، قصد خویش را برای نامزد شدن در دوره دهم از انتخابات ریاست جمهوری (خرداد ۱۳۸۸) اعلام می دارد. موسوی که در ۲۰ سال گذشته به اموری چون هنر معماری پرداخته بود در زمانی نخست وزیر بود که آیت الله خامنه ای مقام ریاست جمهوری را برعهده داشت و ایران درگیر یک جنگ دفاعی با عراق بود ـ جنگی که صدام حسین با محاسبات نادقیق خود و نیز به اشاره غرب آن آغاز کرد و در طول نبرد هم مورد حمایت قدرت های جهانی وقت بود.
در اعلامیه بازگشت میرحسین به صحنه سیاست چنین آمده بود: «حل مسائل بزرگ نه فقط به همفکری، تبادل همه اندیشه‌ها و گفتمان‌ها، که به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند کشور نیازمند است.».
موسوی در اعلامیه اش چنین آورده بود: کسی نیست که نداند در سفره‌های کوچک هموطنان، اولی‌تر از نان؛ اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است که جان جوانانشان را خرج آن کرده‌اند. این اولویتی است که چشمه‌های برکت را از زمین می‌جوشاند. یک نمونه‌ از این جوشش، دست‌آوردهای برگشت‌ناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هسته‌ای است ـ جوانانی که سرهای شان در برابر اجنبی خم نیست، آزاد هستند و سرفراز. ما این کامیابی‌ها را با هزینه‌ کردن بودجه‌های نجومی به دست نیاورده‌ایم، بلکه ارزش‌ها هستند که چنین میوه داده‌اند و برکت آفریده‌اند. به‌ویژه جا دارد که ارزش آزادی، در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است که اگر ایستادگی و جانفشانی نمی کردیم از ما سلب می‌شد. باید بدانیم که بازگشت به ارزشها راهی است که به نیرومند شدن اقتصاد کشور می انجامد، فضای کسب و کار را رونق می دهد و از نیروهای مولد و تولید ملی حمایت همه جانبه می کند. قانون اساسی ما برای رسیدن به اهداف دارای ظرفیت‌های عظیمی است که همچنان می‌توانند به فعلیّت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی که اصل‌های ۴۳ و ۴۴ از این میثاق ملی را شکل داده‌اند نیاز به توجه بیش از پیش دارند و ما موظفیم منابع کمیاب موجود را با تخصیص حداکثری در جهت تحقق هرچه کاملتر آنها به کار بندیم و از هدر دادن این منابع جلوگیری کنیم.
میرحسین سپس در اعلامیه خود چنین آورده بود: “اینجانب ادعا نمی‌کنم که اهداف پیش رو به صرف انتخاب یک فرد قابل دستیابی است، بلکه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تکیه بر ارزش‌های بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است که می‌تواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود.”.
میرحسین در این اعلامیه همچنین تصریح کرده بود: “در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد این جانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقه مندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنه تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواست خدمتگزار خود توجه کنند. از نظر من، نوشته ساده یک شهروند علاقه مند به سرنوشت کشور در پشت شیشه مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغ است. این نه بدان معناست که استفاده از تصویر را الزاما مسرفانه و یا فریبکارانه بدانم، بلکه می‌خواهم از کارهایی که شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده‌ام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اکیدترین وجهی پیشگیری کنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق، حضور و نشاط مردم را در صحنه انتخابات خدشه‌دار می‌کند. چنانچه نام این جانب در معرض اسائه قرار گیرد انتظارم از علاقه مندان و حامیان؛ سکوت است، چه رسد به آن که خدای‌ناکرده خود مرتکب هتک حرمت و بی‌ادبی نسبت به کسی شوند و نوشته یا گفته ناحقی را اشاعه دهند. همچنین از همه عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ‌وجه از امکانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نکنند. به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر می‌شود که در عین حال لازم است که احترام دولت به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.”.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
مردی که سوسیالیستهای آلمان را متحد کرد ـ پدر سوسیال دمکراسی آلمانی
Bebel

تلاشهای سوسیالیستهای آلمان به ویژه «اوگوست ببل Ferdinand August Bebel» اندیشمند آلمانی برای ایجاد یک حزب واحد در این روز از مارس ۱۸۷۵ به نتیجه رسید و اعلام شد که در ماه می ۱۸۷۵ (دو ماه بعد) کنگره سوسیالیستهای آلمان برای تصویب اساسنامه و مرامنامه حزب واحد تشکیل خواهد شد. تامین وحدت و اعلام امپراتوری آلمان به ابتکار بیسمارک، و تسریع صنعتی شدن این کشور فرصت مناسبی به «ببل» و همفکرانش داده بود تا حزب واحد «سوسیالیست» را تاسیس کنند.
«ببل» از ادغام افکار کارل مارکس و فردیناند لاسال، ایدئولوژی «سوسیال دمکرات» آلمان را تنظیم کرد که همچنان باقی مانده و الگوی سوسیال دمکراسی در سراسر جهان شده است.
حزب واحدی که در ماه می ۱۸۷۵ در آلمان تحت عنوان سوسیالیست به وجود آمد مادر همین حزب سوسیال دمکرات امروز این کشور است که چند بار حکومت آلمان را به دست داشت.
برای مثال: «ببل» در مرامنامه تازه (ایدئولوژی) حزب سوسیالیست برای رسیدن به آرزوی مالکیت جامعه بر منابع تولید، فرضیه «مارکس» را که مبنی بر نابودی نظامات موجود کشورها از طریق انقلاب پرولتاریایی و سپس دیکتاتوری پرولتاریا است رها ساخت و از عقیده «لاسال» استفاده کرد که رسیدن به این هدف را نیز تدریجی و از طریق اکثریت یافتن سوسیالیست ها در پارلمان و وضع قانون و ناراضی نساختن مخالفان این عقیده با مجاب و قانع کردن آنان بیان داشته است. استدلال «ببل» در ردّ دیکتاتوری پرولتاریا این بود که در چنین نظامی، کارگران انقلاب کرده و بی تجربه از امور مدیریت و احیانا کینه توز مشاغل را به دست می گیرند و پیشرفت ملت متوقف و مسیر تمدن و فرهنگ ملی تغییر می یابد و مهاجرت ناراضیان آغاز می شود و از این رهگذر به جامعه مآلا آسیب می رسد و ….
«ببل» که طرح او و همفکرانش در کنگره ماه می سال ۱۸۷۵ به تصویب رسید و هنوز به قوت خود باقی است این وعده ها رادر سرلوحه کار و فعالیت های خود قرار داده بودند:
تامین آزادی انتشار نشریه و قطع هرگونه سانسور، بازنشستگی همگانی برای سالخوردگان، مستمری برای از کارافتادگان، آموزش و پرورش عمومی اجباری و رایگان، درمان همگانی و رایگان، تعطیل اجباری یک روز در هفته، منع کار کردن کودکان و نوجوانان، منع مشاغل سخت و یا خلاف اخلاق و فرهنگ ملی برای بانوان، تعدیل دستمزد و مشارکت کار کنان در درآمد کارگاه، وصول تنها یک نوع مالیات از مردم و لغو عوارض متعدد موجود، تعیین مجازات برای اعمال هرگونه تبعیض، اصلاح نظام قضایی و آسان سازی کار دادرسی و تشکیل هیات های متعدد حل اختلاف به جای بعضی دادگاهها، تعمیم امور رفاهی و تسهیل اعتبارات بانکی برای افراد «خود ـ اشتغال» و ….
وقوع دو جنگ در نیمه اول قرن ۲۰، سرکوب سوسیال دمکراسی توسط عوامل ناسیونال سوسیالیست (نازی ها) که خواهان رقیب نبودند و سپس تا مدتی مشکل وجود دو آلمان از جمله دلایل تاخیر سوسیال دمکراتهای آلمان برای رسیدن به هدف نهایی خود بود؛ حال آن که این ایدئولوژی در سوئد که مشکلات کمتری داشته رشد بهتری کرده است و ….

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
روزی که سوداگران سهام به وال استریت نقل مکان کردند
هشتم مارس ۱۸۱۷ بازار سهام نیویورک (Stock Exchange) با نظم و قاعده ای تازه در اطاقی در ساختمان شماره ۴۴ وال استریت محله منهتن شهر نیویورک آغاز بکار کرد. کار این معاملات در نیویورک از ۱۷ مه ۱۷۹۲ با مشارکت ۲۴ دلال سهام به شکلی محدود و عمدتا به صورت سرپایی آغاز شده بود. با اینکه هنوز هم این معاملات به صورت حضوری (درتالار معاملات) ادامه دارد ولی عمدتا آنلاین و دیجیتالی انجام می شود و نیازی به مراجعه به جایی نیست و کافی است که معامله گر «شماره حساب ویژه» داشته باشد. مرکز معاملات سهام نیویورک (اصطلاحا؛ وال استریت) در سال ۲۰۰۷ با Euronext (اتحادیه بورسهای پنج کشور اروپایی ازجمله Bourse فرانسه و انگلستان) شریک شده است.
پس از جنگ جهانی دوم و ابرقدرت شدن آمریکا به دلیل پیروزی در این جنگ که با محاسبات دقیق وارد آن شده بود و اعمال قدرت، معاملات سهام با دلار آمریکا انجام می شود. بحران مالی که از سال ۲۰۰۸ آغاز شده است نشان داد که معاملات در وال استریت و بورسهای ممالک صنعتی طبق قاعده قمار انجام می شود، روی کاغذهای خرید و فروش و تعهدات هم صورت می گیرد و بهای سهام کمپانی ها تا دهها برابر دارایی آنها بالارفته است و ….
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
قتل «المتنبّی» شاعر بزرگ و انقلابی عرب
هشتم مارس سال ۹۶۵ میلادی (۱۷ اسفند) المتنبّی (ابو طیب احمد بن حسین) شاعر بزرگ عرب در راه بازگشت از سفر شیراز و دیدار امیر عضدالدوله دیلمی به بغداد، در نزدیکی این شهر گرفتار راهزنان شد و به دست آنان به قتل رسید. وی هنگام مرگ ۵۰ ساله بود.
المتنبّی که در دوران معاصر از اشعارش درکتابهای درسی دانشگاهی رشته ادبیات وسیعا نقل شده است در کوفه به دنیا آمده بود و در جوانی از انقلابیون قرمطی (عمدتا شیعه) بود. وی در شام (سوریه بزرگتر) تحصیل کرده بود، ولی علاقه داشت که میان اعراب بدوی زندگی کند. در جریان همفکری با انقلابیون قرمطی دستگیر و دو سال در زندان بود و گفتن شعر را از زندان آغاز کرد. (برای اطلاع از اندیشه و کارهای قرمطیان به تاریخ طبری رجوع شود).
پس از آزادی از زندان در شام ماند و چون در طنزهایش حاکم دمشق را هجو کرده بود از ترس او به قاهره گریخت و بعدا از آنجا به بغداد رفت. وی علاوه بر قصیده که سبک شاعران عرب بود غزل هم گفته است که بدعتی در شعر عرب بشمار می رود. مولف تاریخ ادبیات جهان از المتنبی به عنوان بزرگترین شاعر کلاسیک عرب نام برده است. دیوان اشعار المتنبی از کتب معروف نظم عربی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
ایلدرم بایزید در قفس امیر تیمور مرد
بایزید

ایلدرم بایزید یکم سلطان عثمانی که در جنگ آنکارا در ژوئیه ۱۴۰۲ میلادی به اسارت امیرتیمور گورکان در آمده بود و تیمور او را در قفس آهنین قرار داده و همانند طوطی همه جا با خود می برد هشتم مارس ۱۴۰۳ میلادی در ۴۲ سالگی درگذشت. وی پس از درگذشت پدرش مراد اول سلطان عثمانی شده بود.
بایزید در طول حکومت خود سالونیک را در یونان تصرف کرد ، بلغارها را شکست داد و هشت سال قسطنطنیه (استانبول) را در محاصره داشت، ولی موفق به تصرف آن نشد.
امیر تیمور احتمالا قصد جنگ با بایزید را نداشت. تیمور هنگامی که در شام (سوریه) سرگرم تاخت و تاز بود برای بایزید نامه ای فرستاده بود که بایزید پاسخی بی ادبانه و سراسر افترا به تیمور نوشته بود و همین امر باعث حمله تیمور به قلمرو او شد و با این که نیروهای تیمور از نظر شمار به مراتب کمتر از نظامیان بایزید بودند پیروز شدند و بایزید اسیر شد. تیمور به خاطر اهانتی که در نامه به او کرده بود بایزید را در قفس آهنین قرار داد و به مجلس بزم خود آورد و زن او را وادار کرد که در جمع مهمانان برقصد. بایزید از آن قفس آزاد نشد تا درگذشت. عثمانی ها ترکمان و تیموریان تاتار (مغول تبار) بودند.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل عام سرخپوستان مسیحی شده در اهایو
هشتم مارس سالروز قتل عام زننده گروهی از سرخپوستان اهایو به دست میلیشیای پنسیلوی نیای آمریکا به فرماندهی سرهنگ دیوید ویلیامسون در سال ۱۷۸۲ (دوران انقلاب استقلال) است. این بومیان از قبیله Lenape بتازگی به دست میسیون موراویان مسیحی شده بودند، مسلح نبودند و سرگرم زراعت بودند که دستگیر شدند. میلیشیای پنسیلوی نیا به انتقام همراهی قبیله دیگری از سرخپوستان با نیروهای انگلیسی در سرکوب انقلاب استقلال، در روستای «Gnadenhutten» اهایو ۲۸ مرد، ۲۹ زن و ۳۹ کودک لنایی را دستگیر و به درخت بستند و پس از وارد آوردن ضربه پتک به سر آنان پوست جمجمه هایشان را کندند. قبیله لناپ که پیش از مهاجرت اروپاییان، در ساحل شرقی آمریکا (ایالت دلور ) زندگی می کرد پس از ازدست دادن کیلومتر به کیلومتر اراضی آباء اجدادی در طول نزدیک به دو قرن، با ادامه مقاومت تا اهایو (حدود هشتصد کیلومتر) عقب رانده شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روز جهانی زن
Clara Zetkin

تلاش های طولانی بانو «کلارا زتکین» اندیشمند سوسیالیست آلمانی و نماینده وقت پارلمان فدرال این کشور در هشتم مارس ۱۹۱۱ به ثمر رسید و «هشتم مارس» هر سال روز جهانی زن اعلام شد و دولت دانمارک به عنوان نخستین کشور آن را برسمیت شناخت. برقراری «روز جهانی زن» در شهر کپنهاگ اعلام شده بود.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ترور نخست وزیر اسپانیا به دست آنارشیستها
Eduardo Dato

هشتم مارس ۱۹۲۹ سه آنارشیست در شهر مادرید «ادواردو داتو Eduardo Dato Eiradian» نخست وزیر وقت اسپانیا را پس از خروج از پارلمان، در اتومبیل هدف گلوله قراردادند که ۵ روز بعد درگذشت. داتو که ۶۵ ساله بود سه بار نخست وزیر و چندین بار وزیر و نماینده پارلمان اسپانیا بود و یک بار هم به ریاست پارلمان انتخاب شده بود. در سال ۱۹۱۲ به همین صورت، خوزه کانالیاس Jose Canalejas یک نخست وزیر دیگر اسپانیا ترور شده بود. آنارشیست هایی که داتو را گلوله زده بودند وابسته به گروه کاتالان Catalan بودند. آنارشیسم ـ یک پدیده فکری قرن نوزدهم ـ از اداره امور جامعه توسط شوراها و انجمن ها حمایت می کند و دولت را به صورتی که وجود دارد عامل فساد و سود یک دسته و ستم به گروهی دیگر از مردم می داند. برخی از گروههای آنارشیست دولتها را کانون توطئه افراد مشخّص و معدود برای آقایی کردن و استثمار جامعه (توده ها) می خوانند. آنارشیست ها برخلاف سوسیالیستها، در رسیدن به هدف، ترور افراد را ردّ نمی کنند. رسانه ها وقت از آنان به عنوان «هواداران جامعه بدون دولت» یاد می کردند. آنارشیست ها در چند دهه آخر قرن ۱۹ و ابتدای قرن ۲۰ شماری از سران و مقامات ارشدرا در اروپا و آمریکای شمالی کشتند.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
افتادن برمه و جاوه اندنزی به دست ژاپنی ها

هشتم مارس ۱۹۴۲ نیروهای امپراتوری ژاپن تصرف شهر رانگون پایتخت مستعمره اتگلیسی برمه (میانمار) را تکمیل و اعلام داشتند که هدف بعدی آنان آزاد کردن هندوستان از سلطه انگلستان خواهد بود. در همین روز هلندی ها که اندونزی را در استعمار داشتند جزیره بزرگ جاوه را به نیروهای ژاپن تسلیم کردند. برمه (میانمار) آخرین حد پیشروی ژاپنی ها در این سمت آسیا بود. ژاپن با شعار اخراج اروپائیان استعمارگر از آسیا، به مستعمرات انگلستان، فرانسه، هلند و پرتغال و نیز فیلیپین آمریکا حمله ور شده بود.
عکس بالا، یک سرباز انگلیسی را در جریان جنگ برمه نشان می دهد.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلامیه شوروی مبنی بر اتمی شدن و تشدید رقابت های هسته ای ـ اسلحه اتمی در انحصار ۹ کشور!
Klimenti Voroshilov که در جنگهای اول و دوم جهانی و انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه شرکت کرده بود بعدا رئیس شورای عالی شوروی [رئیس جماهیریه] شده بود و در سال ۱۹۶۹ در ۸۸ سالگی درگذشت

هشتم مارس ۱۹۵۰ دولت شوروی رسما اعلام داشت که دارای تعداد قابل ملاحظه ای بمب اتمی است. این موضوع توسط مارشال شوروی ـ کلیمنتی وروشیلوف اعلام شده بود. شوروی در سال ۱۹۴۹ نخستین آزمایش اتمی خودرا انجام داده بود. از آن پس رقابت برسر ساخت سلاحهای اتمی و وسائل رساندن آنها به هدف آغاز شد.
شوروی نخستین کشور بود که موشک هدایت شونده دوربُرد آزمایش کرد و با آن سفینه به مدار زمین فرستاد.
هشتم مارس همچنین روزی است که مجلس نمایندگان آمریکا در سال ۱۹۸۳ برغم مخالفت رئیس جمهور وقت این کشور (رونالد ریگن) طرح «فریز» کردن متقابل تولید سلاحهای هسته ای آمریکا و شوروی را تصویب کرد.
تا سال ۲۰۰۸، ۹ کشور جهان دارای اسلحه اتمی از انواع مختلف بوده اند: آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلستان، چین، هند، اسرائیل، پاکستان و کره شمالی.
جمهوری فدرال آفریقای جنوبی نیز قبلا دارای چند بمب اتمی بود که آنهارا داوطلبانه از میان بُرد. در جهان چندین کشور دیگر هستند که بر تکنولوژی هسته ای دست یافته و اگر بخواهند، در مدتی کوتاه می توانند سلاح اتمی داشته باشند. ژاپن، برزیل، آلمان و برخی از اعضای سابق اتحاد شوروی ازجمله این کشورها هستند.
از آگوست ۱۹۴۵ که آمریکا دو بمب اتمی بر دو شهر ژاپن فروافکند، سلاح اتمی عامل «فدرت»، «بازداری از تعرض» و در نتیجه یک «آرزوی ملی» شده است و به همین لحاظ و برای جلوگیری از گسترش این سلاح و بهانه افتادنش به دست این و آن، ضابطه کنترل تولید و گسترش تدوین و یک آژانس جهانی نظارت بر اجرای این ضابطه به وجود آمده است و به این ترتیب سلاح هسته ای در انحصار چند کشور باقی مانده است.
هند، پاکستان و کره شمالی برغم وجود این آژانس، سلاح اتمی تولید کرده اند. دولت آمریکا برپایه گزارش های سازمانهای اطلاعاتی خودش که دولت وقت عراق در حال تلاش پنهانی برای تولید سلاح اتمی بود در مارس ۲۰۰۳ این کشور را اشغال نظامی کرد ولی اثری از چنین فعالیتی به دست نیامده است.

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
امپراتوری شرارت
هشتم مارس ۱۹۸۳ رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریکا با اشاره به حضور نظامی شوروی در افغانستان و عملیات رزمی آن کشوررا «امپراتوری شرارت» اعلام داشت. دولت شوروی در واکنش خود اعلام داشت که به تقاضای دولت افغانستان (دولت وقت) واحد نظامی به کمک این دولت فرستاده بود. شوروی نیروهای خودرا در سال ۱۹۸۹ از افغانستان فراخواند و دو سال بعد هم از درون فروپاشید. دولت آمریکا از اکتبر ۲۰۰۱ نیرو به افغانستان فرستاد، دولت این کشور را تغییر داد، دولتهای عضو ناتو (اتحادیه اتلانتیک شمالی) را شریک خود کرد و نیروی نظامی غرب اینک در سراسر افغانستان ـ سرزمین فقرزده ـ به نام مبارزه با تروریسم استقرار یافته اند!. تروریست های هدف مبارزه باقیمانده همان هایی هستند که آمریکا با پول و اسلحه خود آنان را برضد دولت وقت مسکو سازمان داده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک روش تازه برای رفع تنش میان دولتها
در مارس ۲۰۰۸ تنش هفت ـ روزه آمریکای لاتین که می رفت تا میان سه کشور از این ممالک که عمدتا چپگرا شده اند نفاق ایجاد کند و دیگران همانند گذشته از این نفاق سوء استفاده کنند با تلاش «گروه ریو Rio Group» مرکب از سران کشورهای قاره آمریکا به استثنای ایالات متحده و کانادا «پایان یافت» که اصحاب نظر آن را رویدادی بی سابقه اعلام کرده بودند. فیدل کاسترو قبلا در مقاله اش تاکید کرده بود که نباید طبل جنگ دیگری در آن منطقه بصدا درآید.
سران «گروه ریو» مرکب از ۳۲ کشور به دعوت رئیس جمهور دومینیکن هفتم مارس ۲۰۰۸ در شهر سانتو دومینگو تشکیل جلسه دادند، و جزئیات این جلسه سران مستقیما [به صورت زنده] از تلویزیون پخش شد. Alvaro Uribe رئیس جمهور کلمبیا از Rafael Correa رئیس جمهور اکوادور پوزش طلبید، سه رئیس جمهور درگیر در این ماجرا (کلمبیا، ونزوئلا و اکوادور) دست یکدیگر را به نشانه آشتی فشردند و اعلامیه مشترک مبنی بر حل مسئله از راه تماس مستقیم و مذاکره را امضاء کردند. «الوارو اریبه» رئیس جمهوری کلمبیا از دوستان دولت واشنگتن در آمریکا لاتین بشمار می رود که شمار این دولتها در سالهای اخیر بسیار کم شده است. فیدل کاسترو در آستانه این نشست در مقاله خود در «گرانما» تجاوز نظامی کلمبیا به اکوادور را «فتنه واشنگتن» خوانده و نوشته بود که واشنگتن می خواهد با تفرقه افکنی باردیگر بر آمریکای لاتین مسلط شود و ….
نشست سانتو دومینگو [آنگونه که از تلویزیون پخش شد] عاطفی و برادرانه بنظر می آمد. سران کشورهای لاتین قاره آمریکا که دارای زبان و فرهنگ مشترک هستند سر بر شانه هم گذارده بودند و این صحنه از تلویزیون برای صدها میلیون مردم منطقه پخش می شد. درمیان این سران دو زن (سران شیلی و آرژانتین) دیده می شدند.
بحران، یکم مارس ۲۰۰۸ با ورود کماندوهای کلمبیایی به قلمرو اکوادور و حمله به یک مخفیگاه چریکهای چپگرا آغاز شده بود که ضمن آن ۲۵ چریک و ازجمله یک فرمانده آنان کشته شدند. متعاقب این رویداد، اکوادور و ونزوئلا و سپس نیکاراگوئه روابط خود را با کلمبیا قطع کردند، ونزوئلا و اکوادورا مرزهای خود با کلمبیا را بستند و نیروی تقویتی اعزام داشتند. بمب افکنهای سوخوی ۳۰ ونزوئلا به حمایت از ۹ گردان اعزامی این کشور برفراز مرزهای مشترک ونزوئلا – کلمبیا به پرواز درآمدند و …. رسانه های ونزوئلا تجاوز کلمبیا به خاک اکوادور را نقشه و طرح واشنگتن خوانده بودند. سران اکوادور و ونزوئلا هر دو سوسیالیست هستند.

Uribe رئیس جمهور کلمبیا و Correa رئیس جمهور اکوادور به این صورت آشتی کردند
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ریشه بحران مالی جهانی از دیدگاه هوگو چاوس ـ ادیان، انسانیت و سوسیالیسم قماربازی روی سهام را نمی پذیرد ـ خطر کثرت فروشگاه
بحران مالی جهانی تازه که از آغاز آن دیری نمی گذشت، اظهار نظرهای متعدد به دنبال داشت ازجمله نظرات هوگو چاوس رهبر وقت ونزوئلا و بانی سوسیالیسم قرن ۲۱ (نوعی سوسیال دمکراسی با رعایت اصول اخلاقی و شئون انسانی) که آن را هفتم مارس۲۰۰۹ بیان کرده بود و هشتم مارس در رسانه انتشار یافته بود. چاوس (متوفی در پنجم مارس ۲۰۱۳) بحران مالی جاری را که به همین صورت چندبار در دوران معاصر خودنمایی کرده است به گردن کاپیتالیسم بی در و پیکر بلوک غرب و حرص «پول و فقط پول» زدن و آزمندی برخی از سوداگران آمریکای شمالی انداخت که به گفته او پس از عقب نشینی سوسیالیسم روسیه بیش از گذشته بی پروا و وارد بازی های سیاسی و انتخابات شده و نماینده مجلس و سناتور می سازند. وی گفت که این مسئله راه حلی بادوام جز قبول عناصری از سوسیالیسم ندارد.
چاوس گفته بود: وقتی که هر سهم «سیتی بانک» ـ یکی از چند بانک بزرگ و از مظاهر کاپیتالیسم از ۵۲ دلار به یک دلار (بهای پایه = بهای اصلی) تنزل کند این حقیقت را عیان می سازد که ۵۱ دلار دیگر کلک و قمار بوده و همچنین مورد ِشکست ِجنرال موتورز ـ بزرگترین کارخانه ساخت خودرو در جهان.
وی افزوده بود که سوسیالیسم، انسانیّت و ادیان این قماربازی روی سهام (بورس بازی) و به دست آوردن پول مفت از این راه را نمی پذیرد ـ این پول با هیاهوی بورس بازان و تبلیغات عوامل آنان در رسانه ها از جیب مردم ـ مردمی که برای هر یک سنت (یک دینار) آن جان کنده اند خارج می شود که نوعی غارت است و در فرهنگ هیچ ملتی جای ندارد.
چاوس اشاره کرده بود که تعطیل شدن یکی پس از دیگری فروشگاههای زنجیره ای در آمریکای شمالی و برای مثال؛ یکی از آنها «سِرکت سیتی» ویژه فروش تولیدات الکترونیک با ۳۵ هزار کارمند ـ دلیلی جز کثرت غیر ضروری فروشگاه و نبودن قانون کنترل بها و سود فروش نمی تواند داشته باشد و چون مردم (به دلیل بحران مالی و اعتبار) در خرید امساک و احتیاط کردند راکد و ورشکست شدند و درصد بیکاری در ایالات متحده و کشورهای بلوک غرب که بیش از حد فروشگاه و مغازه دارند بالا رفت و در آمریکای شمالی تا به امروز (هفتم مارس ۲۰۰۹) به هشت و یک دهم درصد نیروی کار رسیده است و هم اکنون (سال ۲۰۰۹) بیش از ۱۲ میلیون بیکاران ایالات متحده از درآمد آنانکه هنوز کار می کنند (بیمه بیکاری) استفاده می کنند که اگر در دنیای کاپیتالیسم، کسب و کار منطق داشت، این همه فروشگاه غیر ضروری و فروشنده وجود نداشت و چنین وضعیتی رویکرد نداشت. «فروشگاه» کانون و مرکز تولید نیست، اگر بیش از حد باشد از بدنه تولید و به صورت انگل ارتزاق می کند. از زمان روزولت تاکنون (هفت دهه) دولت واشنگتن نتوانسته است مسئله درمان اتباع خودرا حل کند زیرا که صاحبان بیمارستانها، اصحاب کارخانه های داروسازی و دلالهای اتحادیه های دکترها (لابی گرهای آنها) با نفوذ در اعضای قوه قانونگزاری امکان این کار را نداده اند و این، یعنی «دمکراسی کاپیتالیستی». آنان حتی ورود داروی ارزان از کانادا را ممنوع کرده اند ـ اقدامی در جهت تامین سود چند نفر صاحبان کارخانه های داروسازی و به زیان صدها میلیون مصرف کننده دارو.
چاوس گفته بود که برای نجات بشریت، «پول» و مادیگری و آزمندی نباید «فرهنگ» جوامع شود. در جامعه ای که کلمه پول، پول، پول یک لحظه و حتی در خواب از دهان و ذهن مردم نمی افتد، هدف افراد می شود کسب پول به هر طریق، و در چنین جامعه ای ارتکاب تقلب، ریا، دروغ، جرم و جنایت هم زیاد است و زندان رفتن و مجازات شدن قبح و زشتی خودرا از دست می دهد. مسئله در اینجاست که با این همه ابزارهای انتقال خبر و نظر و ارتباط انفرادی و سوشل نت ورکها و … صدور فرهنگ پول به سهولت انجام می شود و دیری نمی گذرد که همه جوامع را آلوده می سازد ـ آلودگی که پاک شدنی نخواهد بود.
چاوس نتیجه گیری کرده بود که راهی برای رفع بحران مالی جهانی نیست جز وضع یک قانون جهانی دارای ضمانت اجرایی و شامل مبارزه با قماربازی روی سهام و معاملات پول و زر، آزمندی کمپانی های بزرگ که از هر شایعه بهانه ای برای پُرکردن جیب به دست می آورند که نوعی غارت است،و تعقیب قضایی کسانی که پول و ذخایر ملت خودرا به صورت هایی به خارج منتقل کنند. و همچنین تعدیل درآمدها، و مخصوصا ذم مادیگری و پولپرستی و زالو وار خوردن درآمد زحمتکشان در دروس دوره آموزش متوسطه و راهنمایی نوجوانان به کار تولیدی نه کسب درآمد صرفا از راه فروش و سوداگری و امثال آن.

***

دولت وقت لیبی (که در سال ۲۰۱۱ از میان رفت) و با هوگو چاوس دوستی نزدیک داشت هفتم مارس ۲۰۰۹ [روزی که چاوس درباره بحران مالی جهانی ابراز نظر کرده بود و نظرات خودرا ـ که در بالا از زبان خود او به آنها اشاره رفت.] استادیوم بزرگ ورزشی شهر ساحلی بنغازی ویژه بازی فوتبال را به اسم او ـ استادیوم هوگو چاوس نامگذاری کرد.
چاوس در دیداری از کشور لیبی گفته بود که مسائل آفریقا و آمریکای لاتین از نظر مداخله نیروهای سلطه گر و استثمار مشابهت بسیار دارند و به دلیل صدور انبوه برده آفریقایی به آمریکای لاتین در قرون گذشته، فرهنگ و روانشناسی مردم دو طرف اقیانوس اطلس نیز باهم مطابقت یافته و بنابراین آفریقائیان برای حل مسائل خود باید راهی را بروند که لاتین های قاره آمریکا در طول یک دهه اخیر رفته اند و خودشان را از نفوذ خارجی خلاص کرده اند و اطمینان دارم که دیر و یا زود دو کشور باقی مانده جهان لاتین ـ مکزیک و کلمبیا ـ هم به جمع ما (اکثریت لاتین های قاره آمریکا) خواهند پیوست.

استادیوم ورزشی چاوس در بنغازی
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای ۸ مارس
  • ۱۸۸۹:   جان اریکسونEricsson مخترع سوئدی درگذشت. وی در سال ۱۸۰۳ به دنیا آمده بود.
  • ۱۹۱۷:   تظاهرات چند هزارنفری در پتروگراد (سن پترزبورگ) برضد دولت روسیه انجام شد که تاریخنگاران آن را مقدمه انقلاب بلشویکی اکتبر این سال ذکر کرده اند.
  • ۱۹۱۷:   آمریکا برای سومین بار در دو دهه اول قرن ۲۰ در کوبا نیرو پیاده کرد.
  • ۱۹۶۵:   با ورود یک تیپ تفنگدار دریایی آمریکا به دانانگ در ویتنام جنوبی، پای آمریکا بیش از پیش به جنگ ویتنام کشیده شد. آمریکا سرانجام در جنگ ویتنام موفق نشد و پس از خروج نیروهای نظامی آمریکا از جنوب ویتنام در سال ۱۹۷۵ کشور واحد ویتنام تجدید حیات داد.
  • ۱۹۶۳:   چند روز پس از کودتای سوریه، زمام امور این کشور در دست حزب سوسیالیستی بعث قرارگرفت که همچنان ادامه دارد.
  • ۱۹۷۹:   Compact Diskساخته شد.
  • ۱۹۸۲:   دولت آمریکا شوروی را متهم کرد که در افغانستان بر ضد چریکهای ضد کمونیست سلاح شیمیایی بکار برده است.
  • ۲۰۰۴:   محمد زیدان معروف به ابوعباس بنیادگذار جبهه آزادیبخش فلسطین در زندان آمریکا در عراق درگذشت و در سوریه مدفون شد. وی در عراق بود که این کشور توسط ارتش آمریکا اشغال شد و ابوعباس هم دستگیر و به زندان افتاد. دولت آمریکا مرگ او را بر اثر عوامل طبیعی ذکر کرده است.
  • ۲۰۰۴:   قانون اساسی عراق (عراقی که در اشغال نظامی آمریکا بوده است) به امضا رسید!.
  • ۲۰۱۰:   به گزارش مطبوعات تهران، امروز علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران «شخصی گرایی، سطحی نگری، فامیل گرایی، حزب گرایی، غرور و موج سواری» را مهم ترین عوامل سقوط خواص [در ایران] بیان داشت. وی «خوش بینی بیش از حد» را از موارد سطحی نگری بشمارآورد و گفت که عده ای از بزرگان ما [جمهوری اسلامی] گرفتار حسن ظن و خوش بینی بیش از اندازه شده اند. علی سعیدی گفت که جریان اصلاح طلب مولود حزب کارگزاران سازندگی است.
  • ۲۰۱۰:   در این روز و ۳۱ سال پس از انقلاب، صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران گفت: در چند ماه اخیر یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی در یکی از شرکت های دولتی شناسایی شده که افراد آن توانسته بودند با جعل اسناد دولتی و قضایی، میلیاردها تومان به حقوق مردم و بیت المال خسارت وارد کنند.
    رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه تاکنون یازده نفر از اعضای اصلی باند دستگیر شده اند، گفت: همه این افراد به جرم خود مبنی بر اختلاس اعتراف و اقرار کرده اند که فقط اختلاس یک نفر از آنان شش میلیارد تومان است.
  • ۲۰۱۰:   طبق اطلاعیه مطبوعاتی مجتمع قضایی مبارزه با جرایم اقتصادی، شعبه ۶۸ دادگاه تجدیدنظر تهران یک مفسد اقتصادی را که با توسل به تقلب، ۱۱ میلیون و ۸۸۱ هزار و ۶۵۳ دلار از بانکهای سپه و ملت دریافت کرده بود به ۲۰ حبس و ردّ این پول به این دو بانک محکوم کرد.
  • ۲۰۱۰:   به گزارش رسانه های تهران، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ۱۶ اسفند۱۳۸۸ در دیدار با مقامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گفت که دمکراسی لیبرال حاصل جنگ قدرت و ثروت است. وی در همین دیدار گفت که ماجرای ۱۱ سپتامبر [۲۰۰۱] و انهدام برج های دوقلو در آمریکا [شهر نیویورک] را یک سناریو و اقدام اطلاعاتی پیچیده می داند و افزود که ماجرای ۱۱ سپتامبر به صورتی که اعلام شده بود یک دروغ بزرگ و بهانه مبارزه با تروریسم و زمینه ساز لشکرکشی به افغانستان بوده است.
  • ۲۰۱۰:   دادستان تهران از صدور کیفرخواست برای حدود ۲۵۰ نفر از متهمان رویداد روز عاشورا (ششم دیماه ۱۳۸۸) خبر داد.
    به گزارش رسانه ها، در پی به خشونت کشیده شدن اعتراضات در روز عاشورا (ششم دی) حدود ۱۰۰۰ تن در تهران دستگیر شدند. تا این روز (۱۷ اسفند ۱۳۸۸) شماری از بازداشت شدگان محکومیت قضایی یافته اند. معترضین به نتایج انتخابات خرداد ۱۳۸۸ (ژوئن ۲۰۰۹) از فرصت عاشورا برای تظاهرات خیابانی استفاده کرده بودند.

 

بازدید کننده گرامی : شما هم اکنون این خبر را در شبکه خبری تحلیلی استادنیوز مشاهده میکنید

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد