رادیکال نژاد گزارشی است از پدیده رادیکالیسم که اخیرا نیز بین برخی سیاسیون رواج پیدا کرده است.

به گزارش استادنیوز، عبدالله عبداللهی طی یادداشتی، نوشت: در کنار اثبات اینکه رفتارهای امروز احمدی‌نژاد را نه اقداماتی «عدالتخواهانه» بلکه «رادیکالیزم» باید توصیف کرد؛ به دو محور اصلی پرداخته‌ایم، نخست آنکه «رادیکالیزم» همچون پدیده‌ای مانند اعتیاد، «عط‌ش‌آفرین» و نیازمند افزایش مداوم دز کار است و به همین دلیل آقای احمدی‌نژاد که مدتهاست در این وادی قرار گرفته مجبور می‌شود هر روز رفتار رادیکال‌تری از خود بروز دهد تا امکان قابل قبولی از میزان دیده شدن و توجه به آن شکل بگیرد.

محور دوم، بررسی تاریخی نتیجه‌ی اتکا به روشهای رادیکال برای سیاستمداران در ایران است. شاید مهمترین گروه سیاسی در ایران که مواجهه با واقعیت سیاست آنها را نسبت به نتایج رادیکالیزم آگاه کرده، اصلاح‌طلبان هستند. آنها از «شعارهای رادیکال» خروج از حاکمیت و حاکمیت دوگانه و ضرورت همه‌پرسی در اصل قانون اساسی و «رفتارهای رادیکال» مانند ۷۸ و ۸۸ و تحریم انتخابات ۹۰ و… به پناه بردن به حجت‌الاسلام روحانی و ائتلاف با او رسیدند؛ در حالی که آقای روحانی یک روز سابقه اصلاح‌طلبی در کارنامه خود ندارد که هیچ، بلکه در برهه‌ای بخشی از حامیان اصلاح‌طلبان را اراذل و اوباش هم خوانده است. و درباره دوران پس از آقای روحانی هم با انسداد مضاعف روبرو هستند.

مورد دیگر از تجربه رادیکالیزم، خود حجت‌الاسلام روحانی است که بعد از شعار رادیکال “همه چیز حتی آب خوردن ما در گرو مذاکره با آمریکاست” به “هرکه با آمریکا مذاکره کند دیوانه است!” رسیده و در عرصه عمل هم بعد از رفتارهای رادیکال در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری در اردیبهشت امسال، به مخمصه امروز گرفتار شده است.

اصلاح‌طلبان بر اساس همین سابقه مواجهه واقعی با نتایج رادیکالیزم بود که به آقای روحانی در دوران رقابت‌های انتخابات اخیر و حتی پس از آن هشدار می‌دادند که اگر فضا را آشوبناک کند خود اولین بازنده خواهد بود. سعید حجاریان که روزگاری از حاکمیت دوگانه سخن می‌گفت به روحانی هشدار داد که “«اساساً در وضعیت گذار به شرایط نرمال (یا زیست در شرایط نرمال) هر که بخواهد اوضاع را آشوب‌ناک کند، بازنده است. مطابق این تحلیل باید گفت که بازنده اول، محمدباقر قالیباف بود چرا که وی نخستین فردی بود که در مناظره‌ها ایجاد آشوب کرد و بازنده دوم حسن روحانی بود که وارد زمین‌بازی جناح راست شد به‌خصوص در چند سخنرانی‌اش در سفرهای انتخاباتی از جمله استان آذربایجان غربی. واقعیت این است که مردم بنا به تجربیات‌شان نمی‌خواهند از شرایط نرمال خارج شوند چرا که تحمل شوک ندارند و می‌دانند کمترین نوسان زندگی‌شان را به هم می‌ریزد. فلذا دولت دوازدهم می‌بایست به درس این انتخابات توجه کند و وارد فضای شعاری نشود و هر روز با یک قوه یا نهاد صاحب قدرت درگیر نشود.»”

در یک میزگرد مهم سیاسی در اوایل دهه ۹۰(سالهای ۸۱ و ۸۲) و در دوره دولت آقای خاتمی – که در کتابی با عنوان «اصلاحات در اصلاحات» هم منتشر شده است- آقایان حجاریان و عبدی و تاج‌زاده و دیگران به ارائه راهکارهای خود برای ادامه مسیر اصلاحات می‌پردازند. پیشنهاد عباس عبدی برای استعفای فوری محمد خاتمی و خروج اصلاح‌طلبان از حاکمیت جزو رادیکال‌ترین پیشنهادات آن روز است که  حتی فردی مانند مصطفی تاج‌زاده هم آن را نمی‌تواند هضم کند؛ اما او هم بعد از سالها بر اثر تماس با واقعیت سیاست، روحانی را هم به پرهیز از رادیکالیزم توصیه می‌کند و حجاریان گفته‌های او را با هشدار شدیدتری تذکر می‌دهد.

همین آقای عباس عبدی در دوران انتخابات اردیبهشت امسال تاکید کرده بود که رویکردی که آقای روحانی بویژه در همدان و اردبیل در پیش گرفته بود را نمی‌پسندد و به او پیشنهاد کرده است که آن را کنار بگذارد.

بنابراین تجربه نشان داده است که «بن‌بست» نتیجه ضروری اتخاذ رویکرد موصوف به رادیکالیزم در فضای سیاسی است؛ رادیکالهای دیروز به هم‌پیمانان سیاسی خود راجع به عواقب آن هشدار جدی می‌دهند، لذا سرنوشت آقای احمدی‌نژاد هم در این زمینه با احتمال بسیار زیادی حداقل برای خودش قابل حدس است؛ اما در اینکه اقدامات او نتایج منفی برای کشور هم خواهد داشت می‌توان گفت که تردیدی نیست.

منبع:تسنیم

بازدید کننده گرامی : شما هم اکنون این خبر را در شبکه خبری تحلیلی استادنیوز مشاهده میکنید