سایز متن   /

داخلی سردخانه ی بیمارستان بانه پیکر شهیدی را دیدم که لای پلاستیکی قرار داده بودند. متوجه شدم پلاستیک بخار کرده بود و این یعنی بدن گرم است. به نظر می آمد که زنده باشد.

به گزارش استادنیوز, آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از کتاب دادا، خاطرات سرکار خانم عزت قیصری است که توسط علی کلوندی نوشته شده و نشر فاتحان آن را تبدیل به کتاب کرده است…

دروازه ی آخرت
داخلی سردخانه ی بیمارستان بانه پیکر شهیدی را دیدم که لای پلاستیکی قرار داده بودند. متوجه شدم پلاستیک بخار کرده بود و این یعنی بدن گرم است. به نظر می آمد که زنده باشد. به سرعت مشمع را باز کردم و مچ دست او را گرفتم. نبضش را کاملا حس می کردم. گوشم را روی قلبش گذاشتم، دیدم می تپد. خوشحال شدم و با خود گفتم: در حالی که قرار بود آخرین لحظات زندگی اش را بگذراند، توانسته ام به موقع از مرگ نجاتش بدهم و از دروازه ی آخرت دوباره به دنیا برگردد و من به زنده ماندنش امیدوار شدم. چند لحظه بعد بار دیگر نبضش را گرفتم؛ نه! او دیگر این بار نبض نداشت. او به شهادت رسیده بود.

بازدید کننده گرامی : شما هم اکنون این خبر را در شبکه خبری تحلیلی استادنیوز مشاهده میکنید

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

آرشیو چند رسانه ای
مافیای داروی ایران کیست؟/ طب سنتی در کشورهای پیشرفته
دروغ جهانگیری درباره احمدی نژاد/ دولت ۱۲۰ هزار میلیارد تومان را کجا برد؟
فقدان تخصص در شورای شهر؛ مدیریت شهری نیاز به تخصص جامع دارد
ارتشاء، روابط غیراصولی و رانت، سه بحران اساسی انتخابات شورای شهر

آرشیو کاریکاتور
هراس نتانیاهو از خرمشهر/ نیوزویک: ایران با رونمایی از موشک جدید به صورت ترامپ و اسرائیل سیلی زد
پنگوئن های قطب: کبوتر با کبوتر، نتانیاهو با کفتار!
ترامپ ، تایتانیک و توهم صلح جهانی
پارلمان عراق به همه پرسی جدایی اقلیم کردستان رای منفی داد

آرشیو گزارش تصویری
آئین معارفه شهردار منتخب کلانشهر کرج دکتر اصغر نصیری
مراسم سی و هشتمین سالگرد درگذشت آیت الله سید محمود طالقانی
سفر ظریف به سوچی روسیه
دوازدهمین جشنواره تعاونی‌های برتر

آرشیو